ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
شپش پالاس
(Bit Palas)
نویسنده:
الیف شافاک
(Elif Safak)
ترجمه:
تهمینه زاردشت
ناشر:
مروارید
سال نشر:
1403
(چاپ
8
)
قیمت:
460000
تومان
تعداد صفحات:
500
صفحه
شابك:
978-964-191-283-5
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'شپش پالاس':
داستان به مرور "خردهداستانهای" مرتبط با ساکنین یک ساختمان قدیمی در استانبول ترکیه میپردازد. ساختمان که در زمانهای قدیمی قصری بوده و محل سکونت اعیان و اشراف، حالا زهوارش در رفته و مامن انواع و اقسام حشرات، از جمله شپش، شده است. ساکنان ساختمان هم رنگینکمان عجیب و غریبی هستند از نژادها و ادیان گوناگون (شاید تا وضعیت جامعهی فعلی ترکیه را نمایندگی کنند). داستان آنطور که از قول نویسنده نقل شده است، خطی نیست و بصورت مارپیچ در زمان و در میان شخصیتهای مختلف ساختمان چرخ میخورد و ... در آخر هم به جای خاصی نمیرسد!
داستان با این جملات آغاز میشود:
"پیش از این دو قبرستان قدیمی در این منطقه بود. یکی کوچک و مستطیلی و مرتب، دیگری بزرگ و نیمدایره و نامرتب. هر دو تا خرخره آکنده و تا حد ممکن متروکه؛ هر دو قبرستان را پرچینهایی از عشقه و تپههایی مرموز احاطه میکردند. هر دو پشت به دیواری ویران داده، در زمینی بیش از اندازه فراخ دامن گسترده بودند. قبرستان بزرگ به مسلمانان و آن دیگری که کوچک بود به ارمنیان ارتدکس تعلق داشت. روی دیوار حائل بین دو قبرستان که بلندیاش به یک متر و نیم میرسید، میخهای زنگزده، شیشه خرده و (بیتوجه به بدشگونی محتملشان) آینههای شکسته را سیخکی جاسازی کرده بودند تا کسی نتواند از یک طرف به طرف دیگر بپرد. درهای غولپیکر دو لتهای قبرستانها با نردههای آهنی و زاویهی صد و هشتاد درجه با دیوار حائل کار گذاشته شده بودند. اینطوری یکی از درها به شمال و دیگری به جنوب باز میشد و اگر زائری بر حسب اتفاق نیت میکرد از قبرستانی وارد قبرستان دیگر شود، از دری بیرون میآمد، در طول دیوار بیرونی راه میافتاد و درازای هر دو را - بسته به موقعیت در سراشیب یا سرازیر - پشت سر میگذاشت و میتوانست به در دیگر برسد ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!