ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
آمدیم خانه نبودید
نویسنده:
نسرین ظهیری
ناشر:
ثالث
سال نشر:
1399
(چاپ
6
)
قیمت:
320000
تومان
تعداد صفحات:
467
صفحه
شابك:
978-964-380-934-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 13 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'آمدیم خانه نبودید':
کتاب حاوی گزارشهایی است از وضعیت دیروز و امروز خانههای مشاهیر ایران.
مرور لحظههای زندگی بزرگان، ترسیم تصاویری دقیق و صمیمی از نحوه زیستن و آفریدن انسان، ورق زدن خاطرات شهر و ساکنان دیروز و امروزش از جمله مطالب خواندنی این کتاب است. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
نویسنده کتاب در فصلهای مختلف آن به محل زندگی بزرگانی همچون بدیعالزمان فروزانفر، عبدالحسین زرینکوب، سعید نفیسی، محمد معین، جلال آلآحمد، صادق هدایت، علی شریعتی، سیمین دانشور، ذبیحالله منصوری، ژازه طباطبایی، ابوالحسن صبا، ملکالشعرای بهار، نیما یوشیج، فرخی یزدی، میرزاده عشقی، اخوان ثالث، سهراب سپهری، فروغ فرخزاد، احمد شاملو، فریدون مشیری و ... بسیاری دیگر سر میزند. از حال و هوای امروز خانههای این مشاهیر برایمان مینویسد. از اهل محل درباره خاطراتشان از این بزرگان سوال میکند و تصویری از این خانهها را نیز ضمیمه هریک از مطالب خود میکند.
فصل اول کتاب که به بازدید از خانه نیما یوشیج اختصاص دارد با این جملات آغاز میشود:
"زمستان آلزایمر دارد و برف، خاطره فراموششده کوچهباغهای تجریش است. خانم شریفینیا معلم سرخانه ریاضی که لهجه فاخر ادیبانه دارد در خانه تجریش نیما یوشیج را که عنکبوتها با تارهای نازک، دلبرانه گرداگردش عروسی گرفتهاند روی پاشنه میچرخاند. درختهای خانه اما ختم گرفتهاند. پنجاه سال است. عرعر و کاج و سپیدار در کومه رو به زوال یوشیج زیر شاخههای خسته در احتضارند. اما شکوه تباهشده خانه نفس در سینه میرقصاند و ذوق ذوق نبض در انگشتانی که دلش برای چمباتمه زدن روی شیشه گلی اتاق که از همین جلو در حیاط هم پیداست لک میزند. خانم شریفینیا پا پس بکشد، اندکی، شاید به اندازه یک چهارم موزائیکهای بیمار خانه، آن وقت شاید بتوان اتاق مرد پوستینپوش را دید ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!