بخريد و بخوانيد ...
آلیس در سرزمین کوانتوم
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

آلیس در سرزمین کوانتوم

(Alice in Quantumland: An Allegory of Quantum Physics)
نویسنده: رابرت گیلمور (Robert Gilmore)
ترجمه: میترا آشوری، شاهین صولتی
ناشر: گوتنبرگ
سال نشر: 1403 (چاپ 1)
قیمت: 220000 تومان
تعداد صفحات: 289 صفحه
شابك: 978-622-5773-13-4
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'آلیس در سرزمین کوانتوم':

نام آلیس برای علاقه‌مندان به ادبیات داستانی یادآور شخصیت دخترکی کنجکاو و خیال‌پرداز است که راهی سفری شگفت‌انگیز به سرزمین عجایب می‌شود. رابرت گیلمور در این کتاب یک بار دیگر ما را با آلیس در سفری به سرزمینی پر از شگفتی همراه می‌کند؛ سفر به سرزمین کوانتوم. در این اثر با روایتی شیرین و خلاقانه با یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین نظریه‌های فیزیک مدرن به شکلی ساده و قابل‌فهم آشنا می‌شویم. نویسنده فیزیکدان و خوش‌قریحه این کتاب با کمک مثال‌های ساده و داستان‌های جالب به معرفی مفاهیم کلیدی فیزیک کوانتومی مانند برهم‌نهی، درهم‌تنیدگی، عدم قطعیت و ... می‌پردازد.

با خواندن این کتاب درمی‌یابید عالمی که در آن زندگی می‌کنیم در کوچک‌ترین ساختارهایش چطور کار می‌کند و فیزیک‌دانان چگونه رازهای نادیدنی آن را برملا کرده‌اند. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:

"حوصله‌ی آلیس سر رفته بود. از آسمان باران می‌بارید و همه‌ی دوستانش به تعطیلات و دیدن اقوام رفته بودند. او در خانه به‌تنهایی مشغول تماشای تلویزیون بود. تا آن موقع از عصر، قسمت پنجم دوره‌ی آموزش زبان اسپرانتو، یک برنامه راجع به باغبانی و یک برنامه‌ی تحلیل سیاسی را نگاه کرده بود. آلیس بسیار خسته به نظر می‌رسید.

او به کتابی که کنار مبل قرار داشت، نگاهی انداخت. کتاب "آلیس در سرزمین عجایب" که قبلا آن را خوانده، و به گوشه‌ای پرت کرده بود. او با خستگی و بی‌حوصلگی به خود گفت: "نمی‌دونم چرا برنامه‌های جالب و کارتون‌های تلویزیون نمی‌تونه بیشتر از این باشه. کاش منم مثل آلیس بودم، اونم حوصله‌اش سر رفته بود و ناگهان خودش رو در سرزمینی از موجودات جالب دید. اگه منم می‌تونستم یه جوری از توی صفحه‌ی تلویزیون رد شم شاید به چیزهای واقعا جالبی برمی‌خوردم."

او با ناامیدی به صفحه‌ی تلویزیون خیره شد که در آن لحظه نخست‌وزیر را نشان می‌داد که از بهبود اوضاعِ همه‌چیز نسبت به سه سال پیش، حتی اگر به واقع چنین نبود، سخن می‌گفت. همان‌طور که نگاه می‌کرد، به آرامی متوجه شد که تصویرِ صورتِ نخست‌وزیر به‌آهستگی فرومی‌پاشد و تصویری مبهم از نقاط رقصان که به‌نظر می‌رسد به سوی او هجوم می‌آورند تا او را در بر بگیرند، به‌وجود آمد. آلیس با تعجب به خود گفت: "مطمئنم از من می‌خوان دنبال‌شون برم!" ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!