درباره كتاب 'کچل تنبل و دیو پخمه (مجموعه قصههایی از ادبیات شفاهی ایران)':
"ببار بباره، از آسمون سیب میباره! یکی تو طاقچه ... یکی تو باغچه ... یکی تو کوچه!" ننهی کچل اینجوری بچهی تنبلش را از خانه فرستاد بیرون.
اما کچلخان به جای اینکه یک کار نانوآبدار پیدا کند، راه افتاد توی جنگل و رفت دنبال بازیگوشی ... ولی حالا راستی راستی کچلِ تنبل چهجوری با یک قورباغه و یک تخم پرنده و یک گلوله نخ سرنوشتش را عوض میکند؟ (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)