شناسنامه محصول
افسانه قاجار
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

افسانه قاجار

نویسنده: حمزه سردادور 
ناشر: هرمس
سال نشر: 1393 (چاپ 1)
قیمت: 15000 تومان
تعداد صفحات: 819 صفحه
شابك: 978-964-363-241-0
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 3 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (5 امتیاز با رای 1 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'افسانه قاجار':

"ملک جهان" همسر محمدمیرزا که در نخستین بارداری خود، دختر زیبایی را به محمدمیرزا هدیه کرده است در دومین بارداری نگران از متولد شدن دختر دیگری، دعا می‌کند تا فرزند پسری نصیب او شود. تمهیدات "عیسی خان"، برادر ملک جهان موجب می‌شود تا "ملک جهان" به روستای "کهن میر" برود و در آن جا نوزاد خود را به دنیا بیاورد. نوزاد متولد شده دختر است به همین دلیل با نوزاد پسر دیگری تعویض می‌شود. کتاب داستان زندگی این دختر؛ یعنی "افسانه"، دختر ملک جهان را روایت می‌کند.
نویسنده کتاب در روند این داستان، وقایع تاریخی دوران قاجار همچون مرگ "فتحعلی شاه" قاجار؛ انتخاب ولیعهد؛ عشق ولیعهد به "افسانه"؛ چگونگی و علل ملاقات "امیرکبیر" با "افسانه"؛ ازدواج "افسانه" با "امیر اصلان خان" پسر "سالار خان" حاکم شهر خراسان در آن دوره؛ توطئه علیه امیرکبیر؛ چگونگی سقوط شهر مشهد و بسیاری دیگر از اتفاقات آن دوره را مرور می‌نماید.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"راستی عجب عالمی است که آدمی با همه قدرت و تسلطی که در موجودات از جاندار و بی‌جان دارد خود و سرنوشتش بازیچه دست روزگار است. روزگار هم که بحق "بازیگر و کج‌رفتارش" خوانده‌اند، مدار درستی در کار خود ندارد. معلوم نیست چرا یکی را بی‌جهت و دلیل از فقر و ذلت به دولت و عزت می‌رساند و دیگری را بی‌حساب و کتاب از بلندی به پستی می‌کشاند و خوار و ذلیل می‌گرداند. از چیست که یکی را از گرسنگی در تب و تاب انداخته و دیگری را از ثقل معده دچار التهاب ساخته؟ چرا عاشق بی‌مهر و وفا، از عشق دلارام برخوردار و دست در گردن یار دارد ولی دلباخته باصدق و صفا از جفای دلدار بی‌قرار و اشک غم از دیده می‌بارد؟
یک‌جا می‌نگرید که سرباز جانبازی در میدان گرم جنگ هدف هزاران تیر بلا گشته از زیر باران گلوله جان به‌در می‌برد، ولی سردار فراری در بستر نرم قضاگیر گشته از تیر هوایی درمی‌گذرد ..."

اطلاعات بیشتری درباره نویسنده کتاب را می‌توانید اینجا بیابید.

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 الهه اكبري:  داستان جالبی است اما نوشته‌های کتاب ریز است و چشم را اذیت می‌کند.