ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
داستانهای نیویورکر
نویسنده:
میل ملوی، جورج ساندرز، بن لرنر و دیگران
ترجمه:
بهار اکبریان (گردآوری و ترجمه)
ناشر:
مروارید
سال نشر:
1399
(چاپ
3
)
قیمت:
100000
تومان
تعداد صفحات:
231
صفحه
شابك:
978-964-191-237-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 6 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'داستانهای نیویورکر':
هفتهنامهی نیورکر به یکی از مهمترین و پرثمرترین نشریات زیربنایی فرهنگ آمریکا تبدیل شده است به طوری که در دوران فعالیت پربار خود توانسته است نویسندگان ارزشمندی چون سلینجر، جان آپدایک، ریموند کارور، شرلی جکسون و ... را به دنیای ادبیات معرفی کند.
مجموعهی حاضر دربردارندهی دوازده داستان کوتاه از دوازده نویسنده با ملیتهای گوناگون است.
امید است با بهرهگیری از سبک مدرن و در عینحال جسورانهی این نامآوران فرهنگ و ادب، دریچهای هرچند کوچک به دریای بیکران ادبیات روز ملل برای مخاطبان فارسیزبان گشوده شود. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان "ازدواج غیابی" نوشته میل ملوی با این جملات آغاز میشود:
"ویلیام پسر لاغر مردنی، دراز، خجالتی و دستوپاچلفتی دبیرستان بود. پیانو زدن تنها کاری بود که از او ساخته بود و بهخاطر همین استعدادش توانسته بود بین بچههای گروه موسیقی مدرسه بر بخورد و به مهمانیهای بچه باحالهای مدرسه دعوت شود. اگر پیانو زدن نمیدانست هیچوقت در خودش نمیدید که بتواند با آن آدمها قاطی شود. همیشه آرزو داشت در آینده فیزیکدان و یا نوازندهی پیانو شود. اگرچه تا آن زمان هنوز کسی ندیده بود که واقعا از این دو کار امرارمعاش کرده باشد. استاد موسیقیاش بیوهی ثروتمند یک کارمند سابق بانک بود که در خانهی مجللش پیانو تدریس میکرد و معلم فیزیکش در واقع مربی کشتی بود. اما ویلیام تخیلاتی دیگر در سر داشت ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!