درباره كتاب 'فرشباد فرهنگ (تجربهای نو از سازمانهای فرهنگی ایران و مدیریت آنها)':
مطالب این دفتر حاصل تجربههای اندکی است که مدام آزموده شده و به کار آمده است. این تجربهها نه چندان نو و تازهاند بلکه هر روزه در مسیر پر پیچ و خم مدیران و نگاران خوشرو و خوشخوی فرهنگ تکرار میشوند؛ لیکن چنانکه نوکران و چاکران و ملتزمان درگاه فرهنگ با نظری دیگر و فکری تازهتر، نگاه خمار خویش بر آن بیفکنند، روزنههای امید پرنور و راههایی به غایت فراختر خواهند یافت که آنها را از بحران روزمرگی و کارزدگیها رهایی میبخشد. هنر این دفتر نیز همین است که غبار از چهره مشعشع تابان فرهنگ اسلامی-ایرانی برگیرد و آن را به گونهای زیبندهتر و البته چنانکه هست در دیدگان مردان این میدان پرآشوب جلوه نماید و داستان پرآب چشم مدیریت فرهنگی در ایران را اینبار با نگاهی دیگر و راه و رسمی تازهتر بازگوید که به کار مریدان و انیسان فرهنگ آید ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
"باب اول" کتاب با این جملات آغاز میشود:
"حکم ریاست من بر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در تاریخ دوازدهم مهرماه هشتاد و چهار امضا شد. پس از دریافت حکم ریاست، اولین و مهمترین سوال من در مورد سازمانی بود که باید بر آن مدیریت میکردم. من به چه سازمانی وارد میشدم و چقدر آن را میشناختم؟
هرچند ابتدا تصور میکردم که به لحاظ پیشینهام و آشنایی با کارهای فرهنگی شناخت خوبی نسبت به سازمان فرهنگی هنری شهرداری دارم، اما خیلی زود دریافتم راه را به خطا رفتهام و باید ماهها وقت صرف کنم تا این مجموعهی گسترده و پیچیده را دقیقتر بشناسم؛ بههرحال ناچار بودم هر چه سریعتر این مرحله مهم و دقیق را پشت سر بگذارم چرا که میدانستم اگر شناخت درستی از حوزه مدیریت خویش نداشته باشم در اندک زمانی دچار پریشانی و آشفتگی خواهم شد ..."