ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
من و بوف کور
نویسنده:
عباس پژمان
ناشر:
نگاه
سال نشر:
1391
(چاپ
1
)
قیمت:
95000
تومان
تعداد صفحات:
144
صفحه
شابك:
978-964-351-769-4
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 4 نفر
امتیاز كتاب:
(تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'من و بوف کور':
"من و بوف کور" رمانی است که در آن بوف کور صادق هدایت به طور کامل معنی میشود. در فصل سوم این رمان خواننده با زبان و تکنیکهای بوف کور آشنا میشود. آن وقت در فصلهای بعدی همۀ صحنهها و تصویرها و ابهامات بوف کور معنی میشود.
در من و بوف کور سه صدا خواهید شنید، صدای بوف کور صادق هدایت، صدای آنهایی که بعضی نتها را به بوف کور آموختند، و صدایی که بوف کور را میخواند.
صادق هدایت بسیاری از تصویرها و صحنههای مهم بوف کور را مستند به چند اثر دیگر کرده است. اینها عبارتند از: بعضی خوابهایی که فروید تعبیرشان کرده، زمین هرز تی اس الیوت، نادیای آندره برتون، هملت شکسپیر، فیلم دانشجوی پراگ، ملوزین فرانتس هلنس. صدای دوم "من و بوف کور" همۀ این استنادها را مشخص میکند. در واقع بر اساس این استنادها و معنای آنهاست که بسیاری از ابهامات بوف کور روشن میشود ... خواننده بعد از خواندن "من و بوف کور" جواب همه سؤالهایی را که بوف کور در ذهناش بر میانگیزد پیدا میکند و معنی همه تصویرها و صحنهها و ابهامات آن کتاب برایش روشن میشود. (برگرفته از توضیحات کتاب در وب سایت ناشر)
کتاب با این جملات آغاز میشود:
"بوف کور اولین رمانی است که من خواندهام. اولین بار که آن را خواندم هفده سالم بود. از آن پس گاهگاهی مقالات و تفسیرهایی هم دربارهاش خواندم. اما هیچکدام آنها هیچ جوابی برای آن سوالها نداشت که بوف کور در ذهن خوانندهاش برمیانگیزد.
یادم است در آن اولین بار که آن را خواندم به چیزی هم شک کردم. اما خیلی طول کشید تا دانستم درست شک کردهام. این موضوع به پیرمرد کالسکهچی مربوط میشد.
تقریبا ده سال پیش بود که دوباره بوف کور را خواندم. این بار دیگر فهمیدم بوف کور چه میگوید. اما یک نکته بود که در مورد آن شک داشتم. نکتهای که به زن اثیری مربوط میشد. تا اینکه آن هم سال پیش برایم روشن شد. آن وقت تصمیم گرفتم این کتاب را بنویسم ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!