ورود / ثبتنام
ورود
ثبتنام
جستجو:
Toggle navigation
خانه
كتاب بزرگسال
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
مجلات و نشريات
كتاب كودك
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب كودك
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
كتاب نوجوان
فهرستهای جیرهكتاب
قفسههای كتاب نوجوان
تازهترین كتابها
كتابهای پرستاره
چی بخوانیم؟
تماس با ما
برگزیده كتاب بزرگسال
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب كودك
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
برگزیده كتاب نوجوان
تازهها
پرستارهها
پرفروشها
آیندهدارها
بخريد و بخوانيد ...
سونات مهتاب
نویسنده:
حسن شکاری
ناشر:
بهنگار
سال نشر:
1390
(چاپ
1
)
قیمت:
5800
تومان
تعداد صفحات:
247
صفحه
شابك:
?
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كردهاند: 11 نفر
امتیاز كتاب:
(3 امتیاز با رای 1 نفر)
امتیاز شما به این كتاب:
شما هنوز به این كتاب امتیاز ندادهاید
درباره كتاب 'سونات مهتاب':
کتاب داستان زندگی "سپند" را روایت میکند. او سالها قبل و بعد از مهاجرتِ "مهتاب" از ایران متوجّه میشود که دیوانهوار عاشق اوست. "سپند" بعد از سالها به قصد دیدار "مهتاب" از تهران به پاریس میرود، امّا در وضعیتی ناهنجار در رؤیاپردازی، میان پندارها و باورهایش قرار گرفته و ناچار میشود در آنجا با افراد مختلفی از ملیتهای گوناگون ارتباط برقرار کند. او در این مسیر، تنهایی، سرگشتگی و انزوای خویش را با شهروندان آلمانی، فرانسوی، یوگسلاویایی، روس، ایرانی و ... تقسیم میکند و در تکاپوی نجات خود به تجربه تازهای دست مییابد. (خلاصه داستان از سایت ketab.ir برداشت شده)
داستان با این جملات آغاز میشود:
"... و این هم قطار ساعت دوازده و نیم روز چهاردهم اکتبر عازم پاریس. روی صندلی خالی کنار پنجره نشستهام. روبهروی دو دختر دبیرستانی. یکی چهارده پانزده ساله، موبور، با بینی خوشتراش، و دیگری دو سه سالی بزرگتر که به محض تلاقی نگاهمان رمان جیبی ژرژ سیمنون را مقابل چشمان آبی زیبایش میگیرد و دسته موهای خرمایی رنگ از پشت دماسبی شده را جابهجا میکند. مامور جوان، عطر و ادکلن زده - همان که مرا به کوپه راهنمایی کرد - دستی به کلاه لبهدار سرمهای همرنگ یونیفرم اتوکشیدهاش میبرد و لبخندزنان میگذرد. هوا نیز مطبوع است و راهرو و کف کوپه مفروش به موکت شرابی رنگ خلوت و تمیز، و در و پنجرهها و دیوارها بیلک و آلودگی. موسیقی دلانگیزی هم از بلندگوی سقف پخش میشود. به گمانم یکی از عاشقانههای سالوادور آدامو باشد. آرام و با حس و حال میخواند و واگن بیتکان بر ریل میسرد و میرود ..."
تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!