درباره كتاب 'تاریخ سختکشی':
کتاب تحقیقی است در زمینهی نمونههای سختکشی در طول تاریخ. نویسنده با تقسیمبندی فصلهای کتاب به مواردی همچون “کندن پوست”، “سوزانیدن و کباب کردن”، “زنده به گور کردن”، “خفه کردن” و ... سرنوشت شخصیتهایی همچون حسین بن منصور حلاج، شیخ احمد صراف، علیشاه افشار، یوسف خوارزمی، نورالدین احمد اصفهانی و ... را بررسی میکند.
فصل اول کتاب با عنوان "بریدن اندامها" با این جملات آغاز میشود:
"یکی از شیوههای کشتن بزهکاران بریدن اندامهای آنها بود. البته نیازی نبود که بزهکار به راستی گناهکار بوده باشد. زیرا گاهی کینهتوزیهای شاهان، خلفا، فرمانروایان و گاهی ناهمگونی اندیشهها و دشمنی گروههای گوناگون با یکدیگر به جایی میرسید که بیگناهانی نیز به این شیوه کشته میشدند. گاهی پیش از بریدن اندامها، بزهکار را شکنجه میکردند. برای آغاز این بخش از کتاب، گزارش کریستنسن میتواند سودمند باشد. او مینویسد، دادگاهها میتوانستند از هرگونه آزار و شکنجهای سود برند. برای ترساندن متهم، ابزارهای گوناگون شکنجه را در برابر چشم او میگستردند. زندانیان را گاهی از انگشت میآویختند و گاهی واژگون با یک پا سرنگون بر دار میکردند و با تازیانههایی بافته از پی گاو میزدند. در زخمها سرکه و نمک و انقوزه میریختند. اندامها را یک یک جدا میکردند و پوست سرشان را میکندند. زبان را از پشت سر بیرون میکشیدند. جوالدوز در چشم و در تمام بدن فرو میکردند و دائم سرکه و خردل در دهان و چشم و سوراخهای بینی میریختند تا مرگ فرا رسد ..."