بخريد و بخوانيد ...
درمان شوپنهاور
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

درمان شوپنهاور

نویسنده: آروین یالوم (Irvin Yalom)
ترجمه: حمید طوفانی
ناشر: ترانه
سال نشر: 1402 (چاپ 13)
قیمت: 250000 تومان
تعداد صفحات: 496 صفحه
شابك: 978-964-5638-95-3
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 18 نفر
امتیاز كتاب: امتيازي كه كتاب از كاربران جيره‌كتاب گرفته  (5 امتیاز با رای 4 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'درمان شوپنهاور':

کتاب داستان روان‌پزشکی را روایت می‌کند که به سرطان پوست مبتلا شده. او با راهنمایی یکی از دوستانش، تصمیم می‌گیرد نظرات "شوپنهاور" را مطالعه کند و در جلسات بحث و بررسی فلسفة او شرکت کند. قهرمان داستان که از بهبود خویش ناامید شده، با راه یافتن به این جلسه‌ها تحت تأثیر دیدگاه‌های "شوپنهاور" قرار گرفته و ضمن پذیرش واقعیت مرگ، در می‌یابد تا زمانی که زنده است باید با همة وجود از زندگی و آن‌چه پیرامون وی جریان دارد لذّت ببرد. وی با مدد از این دیدگاه به رشد شخصیتی و پختگی عقلانی دست می‌یابد. (برگرفته از وب سایت ketab.ir)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"ژولیوس به اندازه هرکس دیگری از پند و اندرزهای مرگ و زندگی آگاه بود. او با رواقیون موافق بود که می‌گفتند: "به محض اینکه متولد می‌شویم، شروع به مردن می‌کنیم." و نیز با اپیکور، "آن جا که من هستم، مرگ نیست و آن جا که مرگ هست، من نیستم. بنابراین چرا ترس از مرگ؟" او به عنوان یک پزشک و روانپزشک، همه این دلخوشی‌ها را در گوش بیماران در حال مرگش زمزمه کرده بود.
با این که معتقد بود این تفکرات غم‌انگیز برای بیمارانش مفید است، هرگز گمان نداشت که شاید برای خودش هم مفید باشد. یعنی، تا چهار هفته قبل که در لحظه‌ای وحشتناک، زندگی‌اش برای همیشه دگرگون شد …"

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 گلناز گرايلي:  همانطور که انتظار داشتم عالی بود. چنان با قهرمانان عجین شده بودم که خودم را در اتاق گروه درمانیشون می‌دیدم. چقدر صداقت و یکرنگی زیبا به تصویر کشیده شده. چقدر پاره کردن پیله تنهایی یک آدم و بیرون کشیدن یک پروانه زیبا از دورن این پیله با مهارت انجام شده. چقدر مرگ میتونه تعالی بخش باشه. در خلال این کتاب به این نتیجه رسیدم که حق داشتم که اصلا از شوپنهاور خوشم نمیومد. واقعا نمی‌فهمم که یک روان رنجور چطور اسم فیلسوف به خودش داده.

 هانيه سالاري:  در حین خواندن داستان احساس می‌کنین که خودتون در جمع نشستین و البته گاهی من در ذهنم توی جمعشون اظهار نظر هم می‌کردم😉 از طریق این کتاب تونستم شوپنهاور رو بشناسم و بعد کتاب در باب حکمت زندگی رو خوندم که جزو بهترین کتابهایی بود که تا حالا خونده بودم.