درباره كتاب 'تاریخچه تقریبا همه چیز':
نمیدانستم پروتون یا پروتئین چیست، کوارک را از کواسار تشخیص نمیدادم، نمیدانستم زمینشناسها چگونه میتوانند نگاهی به یک لایه از توده سنگ دیواره یک دره بیندازند و عمر آن را تشخیص دهند، حقیقتا چیزی نمیدانستم. یک اشتیاق آرام و خارقالعاده برای یاد گرفتن و دانستن برخی نکات درباره این موضوعات و دریافتن اینکه تاکنون چند نفر توانستهاند از آنها سر درآورند آرام آرام بر وجودم چیره شد. این همواره بزرگترین شگفتی زندگیام بوده است - دانشمندان چگونه از مسایل سر در میآورند. فلان دانشمند چگونه میداند کره زمین چه وزنی دارد یا سنگهایش چه عمری دارند یا چه چیزهایی در اعماق زمین نهفته است؟ چگونه میتوانند به چگونگی و زمان ÷یدایش کائنات و شکل کائنات در نخستین روزهای پیدایشاش پی ببرند؟ چگونه میتوانند دریابند که در درون اتم چه میگذرد؟ و سرانجام اینکه - یا شاید مهمتر از همه اینکه - چگونه ممکن غالبا چنین به نظر برسد که دانشمندان تقریبا همه چیز را میدانند اما باز نمیتوانند یک زلزله را پیشبینی کنند یا حتی بگویند که اگر فردا به تماشای مسابقه فوتبال میرویم با خودمان چتر برداریم؟
بدین سان بود که تصمیم گرفتم بخشی از عمرم را - که از قرار معلوم سه سال شده است - به مطالعه کتابها و مجلهها و یافتن کارشناسانی پارسامنش و شکیبا و آماده پاسخگویی به انبوه پرسشهای فوقالعاده گنگ اختصاص دهم. اندیشه اصلی در این کار، پی بردن به این نکته بود که آیا نمیتوان شگفتی و دستاوردهای علم را در سطحی که خیلی فنی یا دشوار نباشد و در عینحال تماما سطحی هم نباشد فهمید یا درک کرد - یا از آن در شگفت شد یا حتی از آن لذت برد؟
این اندیشه و امید من بود و کتابی هم که میخواهید به مطالعهاش بپردازید با چنین هدفی به نگارش درآمده است ... (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)