بخريد و بخوانيد ...
استیو جابز غلط کرد با تو: خاطرات یک کپی‌رایتر دون‌پایه

استیو جابز غلط کرد با تو: خاطرات یک کپی‌رایتر دون‌پایه

نویسنده: آزاده رحیمی 
ناشر: اطراف
سال نشر: 1400 (چاپ 3)
قیمت: 35000 تومان
تعداد صفحات: 167 صفحه
شابك: 978-622-6194-34-1
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 8 نفر
امتیاز كتاب:  (3 امتیاز با رای 1 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب 'استیو جابز غلط کرد با تو: خاطرات یک کپی‌رایتر دون‌پایه':

کتاب تلاشی‌ست برای ثبت تجربه‌ی شخصی از محیط کار در شرکت‌های فناور ایرانی. بیشتر روایت‌هایی را که از کسب‌وکارهای نو خوانده‌ایم، مدیران و بنیان‌گذارانی نوشته‌اند که با ثبت روایت پیروزی یا شکست‌شان هم در پی برندسازی‌اند. اما از هزاران نفری که در مشاغل میانی و رده‌های پایین‌تر کار می‌کنند، معمولا روایتِ مستند و خاطره‌ای در دست نیست. کتاب از این نظر ارزشمند است که بازتولید همان "ادبیات موفقیتِ" مرسوم به حساب نمی‌آید؛ روایتی‌ست نقادانه با طنزی گزنده از زندگی روزمره در کسب‌وکارهای نوپا. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)

فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:

"تا حالا دیده‌اید یک استاد تراشکار بنویسد "به یک شاگرد تراشکار با ایده‌های نو، آرزوهای بزرگ و دستان توانمند در محیطی شاد و پویا و خلاق نیازمندیم"؟ البته که نه. استاد تراشکار در مینیمال‌ترین و کارآمدترین شکل ممکن می‌نویسد "به یک تراشکار ماهر یا نیمه‌ماهر نیازمندیم." و خب تکلیف شما معلوم است، مهارت‌تان را برمی‌دارید و به کارگاه می‌برید و معلوم می‌شود تراشکاری بلدید یا بلد نیستید.

اولین مشکلی که در راه تولیدکننده‌ی محتوا شدن به آن برمی‌خورید، جذب است. چطور باید وارد سیستم شوید. نود و نه درضد آگهی‌های استخدام در اکوسیستم استارت‌آپی دقیقا معلوم نیست از شما چه می‌خواهند. بیشتر کارفرماها یک سوپرکارمند با آرزوهای بزرگ و ایده‌های فراوان با حقوق وزارت کار می‌خواهند که به احتمال نود و نه درصد شما نیستید ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 صفورا زواران حسيني: 

در کل از خط کاری نشر اطراف و تلاشی که در کنار انتشار کتاب‌های ترجمه، برای تولید کتاب‌های تالیفی و ثبت تجربه‌ها می‌کنند خوش‌ام می‌آید.

از مجموعه‌ی تجربه‌ی محیط کار فقط همین کتاب را خواندم و کتاب دیگری که مجموعه‌ی نوشته‌های چاپ شده در مورد شغل‌ها در نشریه‌ی داستان بود، مربوط به زمانی که خانم مرشدزاده سردبیرش بود.

کتاب هم به دل‌ام نشست و هم نه. متن روان است و چون نویسنده خودش ویراستار است، از این نظر تر و تمیز. سوژه جالب است. اما میزان ناله‌اش زیاد است. به نظر من ناامیدی نویسنده از فضای استارتاپی ترکیبی است از واقعیت این محیط‌ها و مناسب نبودن این مدل شغل برای این فرد. یعنی کلا کسی که اهل این مدل کارها نباشد تبدیل به یک کارمند معمولی می‌شود و یک شغل معمولی گیرش می‌آید.