بخريد و بخوانيد ...

تن‌تن و سندباد

تن‌تن و سندباد

نویسنده: محمد میرکیانی 
ناشر: قدیانی
سال نشر: 1399 (چاپ 39)
قیمت: 20000 تومان
تعداد صفحات: 160 صفحه
شابك: 978-964-417-007-2
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 1 نفر
امتیاز كتاب:  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

تَن‌تَن در ادامه‌ ماجراجویی‌هایش با همراهی دوستان همیشگی‌ خود؛ میلو، کاپیتان هادوک و پروفسور تورنسل به سفری دیگر می‌رود. آن‌ها پس از سفر به نقاط مختلف جهان و خلق داستان‌های گوناگون به عنوان جهانگرد، میهمان مردم شرق می‌شوند. اما پس از مدتی مشخص می‌شود هدف آن‌ها یافتن افسانه‌های شرق و غلبه بر آن‌ها است. تن‌تن و دوستانش به هر نقشه و وسیله‌ای می‌خواهند در این داستان جدید پیروز شوند، اما در این میان سندباد با همراهی قهرمانان افسانه‌های شرقی به مقابله با مهاجمان برمی‌خیزد. تن‌تن که خود را در حال شکست می‌بیند به ناچار مجبور می‌شود تا از دیگر قهرمان‌های غربی کمک بخواهد و به این ترتیب پای کسانی چون سوپرمن، تارزان و کینگ‌کنگ نیز به داستان باز می‌شود ... (برگرفته از خلاصه داستان کتاب در وب سایت "کتابخانه عمومی رسالت تهران")
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"پسرک ماهیگیر مثل هر روز از کلبه بیرون آمد و نگاهی به روبه‌رو انداخت: دریا آرام بود. خورشید با نور نقره‌ای‌رنگش همه‌جا را رنگ‌آمیزی کرده بود. کمی دورتر، مرغ‌های دریایی در حال پرواز و جست‌وخیز بودند.
پسرک ماهیگیر لبخندی زد و به‌طرف قایقش رفت. در همین‌حال با خودش گفت: "امروز دریا آرام است. می‌توانم ماهی زیادی بگیرم و تلافی چند روز گذشته را دربیاورم. اگر در چند روز گذشته برای بودن آن آدم‌های عجیب و غریب که در اطراف ساحل پرسه می‌زدند نتوانستم ماهی بگیرم، حالا با خیال راحت می‌توانم به درا بروم و قایقم را پر از ماهی کنم."
او با این خیال خوش به‌طرف قایق می‌رفت که ناگهان از دور، نقطه‌ی سیاه‌رنگی را دید. آن نقطه نزدیک و نزدیک‌تر شد و کم‌کم به‌شکل یک کشتی بزرگ درآمد.
پسرک عقب‌عقب رفت و به‌طرف کلبه‌اش برگشت. در همین وقت پدر پیر او از کلبه بیرون آمد و پرسید: "چی شده؟! از چی فرار می‌کنی؟!"
پسر با انگشت دریا را نشان داد و گفت: "نگاه کن بابا! دارند می‌آیند." ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!