بخريد و بخوانيد ...

دمیان
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

دمیان

(Demian)
نویسنده: هرمان هسه (Hermann Hesse)
ترجمه: خسرو رضایی
ناشر: جامی
سال نشر: 1398 (چاپ 4)
قیمت: 28000 تومان
تعداد صفحات: 151 صفحه
شابك: 978-600-121-531-5
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 83 نفر
امتیاز كتاب:  (3.39 امتیاز با رای 18 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

نویسنده این کتاب را در سال 1917 و در میانه‌ی جنگ جهانی اول نوشته است، اولین جنگ مدرن زمانه‌ی ما (و یکی از مخوف‌ترین جنگ‌های تاریخ بشر). به همین خاطر بسیاری "دمیان" را داستانی درباره‌ی مشکلات و تجربه‌ی تغییر می‌دانند. تغییری که اروپای درگیر در جنگ جهانی، با خرابی‌ها، وحشی‌گری‌ها و سلاح‌های مدرنی که برای کشتار به صحنه‌ی جنگ آورده شده بودند، آن را تجربه می‌کرد.
داستان از زبان شخصیتی با نام "امیل سینکلر" (خود هرمان هسه) روایت می‌شود که در بزرگسالی، زندگی خود را از کودکی تا جوانی مرور می‌کند. سینکلر با تعریف کردن وقایع مختلف کودکی خود چگونگی شکل گرفتن جهان‌بینی‌اش در بزرگسالی را برای خواننده تشریح می‌کند. او شرح می‌دهد که در بزنگاه هریک از تصمیم‌ها و وقایع مهم کودکی و نوجوانی‌اش چگونه فکر می‌کرده و چطور براساس تفکر آن زمانش، انتخاب‌های خود را انجام داده است.
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"من داستان خود را با واقعه‌ای که در ده سالگی برایم رخ داد، و در آن موقع به دبستان شهر کوچک خود می‌رفتم، شروع می‌کنم. با یک احساس مالیخولیایی و یک لرزش مطبوع یاد آن روزها را در خاطرم زنده می‌کنم و خود را در تخیلات آن ایام گمگشته رها می‌سازم. کوچه‌های تاریک و کوچه‌های روشن، خانه‌ها و برجها با هیاهوشان، چهره‌های مردم، اطاقهای دنج و راحت. اطاقهای پر از اسرار که محل رفت و آمد ارواح بود. اطاقهای آغشته به یک نوع بوی حیوانات خانگی، داروهای زن پرستار، میوه خشک، این دو دنیایی که در کنار هم قرار گرفته‌اند، در آنجاست که از دو قطب آن روز و شب پدید می‌آید.
یکی از این دو دنیا خانه پدری بود، اما شاید باز هم محدودتر و اگر درست‌تر بخواهیم آن خانه فقط عبارت از پدر و مادرم بود. از این دنیا قسمت بزرگش را خوب می‌شناختم.
اسم این دنیا پدر و مادر بود، اسم این دنیا محبت و جدیت، ادب و مدرسه بود. یک نور لطیف این دنیا را روشن می‌ساخت. درخشندگی و پاکیزگی از امتیازات آن بود. در این خانه سرود دسته‌جمعی بامدادی را می‌خواندیم و جشن تولد مسیح را بپا می‌کردیم ..."

اطلاعات بیشتر درباره این کتاب را اینجا و اینجا و اینجا بیابید.

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 نسرين اشكاني:  بلاخره پس از مدتها کتابی خواندم که زنگار از دلم پاک کرد . دست شما سبز و خرم تا میتوانید از این دست برای من بفرستید

 معصومه اطيابي:  به نظرم اصلا ترجمه جالبی نداشت. اونقدر که هر بار این کتاب رو دست میگیرم اصلا انرژی برای خوندن بیشترش ندارم. :(((

 مريم كاظم‌زادگان:  محتوا و ترجمه بسیار بد