شناسنامه محصول

خلاصه الاخبار: تاریخ انبیا، از آدم تا خاتم و زندگی و معجزات چهارده معصوم (ع) و آداب و سنن اسلامی

خلاصه الاخبار: تاریخ انبیا، از آدم تا خاتم و زندگی و معجزات چهارده معصوم (ع) و آداب و سنن اسلامی

نویسنده: محمدمهدی بن محمدجعفر موسوی تنکابنی 
ناشر: جمهوری
سال نشر: 1390 (چاپ 10)
قیمت: 30000 تومان
تعداد صفحات: 1072 صفحه
شابك: 964-6973-06-X
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 4 نفر
امتیاز كتاب:  (5 امتیاز با رای 1 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

مطابق توضیحات مصحح کتاب (رضا مرندی)، "خلاصه الاخبار" را مرحوم حضرت آیت‌الله سیدمحمد مهدی فرزند سیدمحمد جعفر موسوی (تنکابنی) اولین‌بار در سال 1275 در تبریز به صورت چاپ سنگی منتشر نموده است. بعدها کتاب توسط حاج ولی ادبیه (کتابفروشی ادبیه) نیز در تهران به صورت حروف سربی (در 638 صفحه) چاپ شد. کتاب با حروف‌چینی مربوط به کتابفروشی ادبیه به قرار معلوم همچنان از سوی انتشارات دانشور منتشر می‌شود.
مصحح همچنین اضافه می‌کند که در چاپ فعلی کتاب متن تصحیح و کلیه آیات اعراب‌گذاری شده است و آدرس هر آیه مشخص شده. همچنین از آنجا که در کتاب اصلی تنها به معجزات معصومین اشاره شده، مصحح خود بخش‌هایی در رابطه با زندگانی و فضایل چهارده معصوم را از کتاب "منتهی الآمال" حاج شیخ عباس قمی، به این کتاب افزوده است.
"خلاصه الاخبار" شامل تاریخ انبیا از حضرت آدم (ع) تا حضرت رسول خاتم (ص) و زندگانی و معجزات چهارده معصوم می‌باشد و "در آن از حکایت‌های محیرالعقول زیادی استفاده شده که جای بسی تامل و تدبر است."
کتاب حاضر مشتمل بر هشتاد و هفت باب است.
باب سوم کتاب درباره داستان حضرت نوح با این جملات آغاز می‌شود:
"و او از انبیا مرسل است و او را شیخ الانبیا گویند و آزار او از سایر پیغمبران بیشتر است. چون از عمر او چهارصد سال گذشت، پیغمبری به او نازل شد. او را بلاهای عظیم پیش آمد و نهصد و پنجاه سال خلق را دعوت کرد و یک دم زبان او از دعوی تسکین نمی‌یافت. آورده‌اند که حق تعالی او را آوازی داده بود، که هرگاه آواز دعوت کردی، هر که امت او بود آواز او شنیدی، هر روز بامداد از کوفه ندا کردی، حق تعالی ندای او را به خلق مشرق و مغرب شنوانیدی و هم در خلوت، ایشان را نصحیت کردی و ایشان سنگ و چوب بر وی زدندی و استخوانهای مبارکش در هم شکستی. و گاه بودی که چندان سنگ بر وی زدندی، که در میان سنگ پنهان شدی، قوم به گمان این که کشته شد، خواطر جمع گردیدی و از سر او درگذشتند.
شب جبرئیل (ع) بیامدی و سنگها از روی او دور کردی و پر و بالش را بر او مالیدی و همه جراحتهای وی درست شده، صباح باز در میدان دعوت قوم درآمده، گفتی که ای قوم! بگویید: "لا اله الا الله" تا رستگار شوید ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 آرش رودكي:  بسیار کتاب عالی و آموزنده‌ای بود.