بخريد و بخوانيد ...

سمرقند
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

سمرقند

(Samarkand)
نویسنده: امین معلوف (Amin Maalouf)
ترجمه: عبدالرضا هوشنگ مهدوی
ناشر: مروارید
سال نشر: 1397 (چاپ 4)
قیمت: 50000 تومان  45000 تومان
تعداد صفحات: 361 صفحه
شابك: 978-964-191-084-8
تعداد كسانی كه تاكنون كتاب را دریافت كرده‌اند: 81 نفر
امتیاز كتاب:  (4.2 امتیاز با رای 15 نفر)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

امین معلوف در سمرقند دو صفحه از تاریخ درخشان ایران را به رشته‌ی تحریر درآورده است: یکی دوران حکومت سلجوقیان و فعالیت‌های حسن صباح؛ دیگری انقلاب مشروطه از قتل ناصرالدین شاه تا استقرار مشروطیت و فداکاری‌ها و جانبازی‌های مردم تبریز. امین معلوف توانسته است با ظرافت و مهارت این دو بخش از تاریخ ایران را با بهانه قرار دادن دست‌نوشته‌های رباعیات و خاطرات عمر خیام نیشابوری به هم پیوند دهد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
داستان با این جملات آغاز می‌شود:
"گاهی در سمرقند، به دنبال یک روز طولانی و دلگیر، شب‌ها مردم بیکار به گشت و گذار در بن‌بست میان دو میکده نزدیک بازار فلفل‌فروشان می‌پردازند، نه بخاطر اینکه شراب عطرآگین سغدیان بنوشند، بلکه به این جهت که مراقب آمد و رفت‌ها باشند یا سر به سر یک باده‌نوش سرخوش بگذارند. در این حال آن شخص به خاک افکنده می‌شود، سیل دشنام بر سرش می‌بارد و به او وعده‌ی جهنم می‌دهند.
با چنین حادثه‌ای است که در یک شب تابستانی سال 1072 (465 هجری) دستنوشته‌های "رباعیات" قدم به عرصه‌ی وجود می‌گذارد. در آن هنگام عمر خیام بیست و چهار سال دارد؛ مدت کوتاهی است که در سمرقند بسر می‌برد. آیا آن شب او به میخانه می‌رود یا تصادف گشت و گذار او را به این محل کشانده است؟ قدم زدن در یک شهر قدیمی و نگریستن با چشمان حریص به هزاران رنگ روزی که در حال غروب است لذتی نشئه‌آور دارد: در کوچه‌ی مزرعه‌ی ریواس، پسربچه‌ای سیبی را که از پیشخان دکانی دزدیده است به سینه‌اش می‌فشارد و با پاهای برهنه روی سنگفرش‌های بزرگ می‌گریزد. در بازار کهنه‌فروشان در درون دکانی که بالاتر از سطح زمین قرار دارد، هنوز بازی تخته نرد در نور یک چراغ پیه‌سوز ادامه دارد ..."

نظر كسانی كه كتاب را خوانده‌اند:

 كيوان سيار كاوردي:  یکی از بهترین کتابهایی که خوانده‌ام، سمرقند است. در کل من نوشته‌های امین معلوف و سبک او را بسیار دوست دارم و تقریبا تمام آثار منتشر شده‌ی او را خوانده‌ام. هم سمرقند و هم باغ‌های روشنایی را خیلی دوست داشتم.

 فربد عالمي: 
در خواب بدم مرا خردمندي گفت،
كز خواب كسي را گُل شادي نشكفت،
كاري چه كني كه با اجل باشد جفت،
برخيز كه زير خاك مي‌بايد خفت.
ترسيم زيباي امين معلوف از حال و هواي خلق دستنوشته سمرقند خيام (رباعيات) و سرگذشت آن در دو بخش تاريخ و غرق شدنش در تايتانيك، اين رمان رو بسيار خواندني كرده است.

 محمود اسلاميان:  روایت شیرین تاریخ در قالب یک داستان پرکشش و جذاب؛ تا آخر به دنبال این می‌گردیم که چگونه یک کتاب دست به دست می شود و تاثیرش را در زندگی هرکدام از صاحبان جدیدش می‌گذارد ... هم کار نویسنده عالی بوده و هم کار مترجم. کار مترجم را خصوصا در جاهایی می‌پسندم که به کار بردن کلمات قدیمی بهتر بوده و او نیز چنین کرده و همین‌طور جاهایی که عین متن تاریخی را همان‌گونه که ثبت شده‌اند به کار برده و حالت مستند‌بخشی دلچسبی به کتاب داده است.

 بنفشه بامداد:  همیشه از مطالعه داستان‌های تاریخی لذت می‌برم. از کتاب اطلاعات خوبی می‌شود به دست آورد. جذابیت کتاب در بخش دوم در این است که انقلاب مشروطه از دیدگاه یک فرد غیرایرانی توصیف شده است. اما چه اندازه از وقایع داستان‌پردازی نویسنده و چه اندازه حقایق تاریخی است جای سوال دارد.

 محمدصادق بيات:  اسم این نوشتار کتاب نیست ...!
اسم این نوشتار معجزه است ... معجزه ... معجزه‌ای از جنس کاغذ و قلم ...
من با خوندن این کتاب عاشق خیام شدم و وقتی پس از تموم کردن کتاب بار سفر بستیم و به مزار خیام رفتیم، انگار که سال‌هاست اون رو می‌شناسم و یکی از اعضای خونواده من اون جا دفن شده ...
حسی که "امین معلوف" از این خیالپردازی‌هایش در ذهن و زندگی من بوجود آورد حسی است که نمیشه به زبان آورد و نوشت‌اش …
از "جیره کتاب " ممنونم که راهی بود برای رسیدن به این حس … ممنونقم

 امير مارالاني:  این کتاب شهریور 94 برای من ارسال شده ولی من تازه امروز (20 بهمن) تونستم شروع به خوندنش کنم. دلیل اصلی هم این بوده که دوبار توی این مدت کتاب رو برای خوندن به دوستانم قرض دادم! از اشتیاقشون برای گرفتن کتابی که هنوز خودم هم نخونده بودم، و از بازخوردشون به نظر کتاب بسیار خوبی میاد.

 صفورا زواران حسيني:  این جور رمان‌های تاریخی انگار شبیه یک شمشیر دو لبه هستند. از یک طرف تاریخ دانستن و خواندن تاریخ را جذاب می‌کنند و از طرف دیگر هم می‌توانند تبدیل به یک چیز سبک صرفا امروزی‌پسند شوند. شبیه این فیلم‌های تاریخی که ساخته می‌شود و رابطه‌های آدم‌ها و لباس‌ها و طرز حرف زدن‌ها بیشتر شبیه امروزی‌هاست تا مخاطب جذب کنند. تابحال چند رمان که شخصیت‌هایشان از دل تاریخ آمده‌اند خوانده‌ام و هیچ کدام هم به دلم ننشسته‌اند. سمرقند هم به هکذا!