بخريد و بخوانيد ...

طریقت نویسنده: زندگی، مهارت، هنر
اطلاعات كتاب در سایت آمازون

طریقت نویسنده: زندگی، مهارت، هنر

(The Faith of a Writer: Life, Craft, Art)
نویسنده: جویس کارول اوتس (Joyce Carol Oates)
ترجمه: زهرا داورزنی
ناشر: نشر آن‌سو
سال نشر: 1398 (چاپ 1)
قیمت: 39000 تومان
تعداد صفحات: 180 صفحه
شابك: 978-622-95686-4-4
امتیاز كتاب:  (تاكنون امتیازی به این كتاب داده نشده)

امتیاز شما به این كتاب: شما هنوز به این كتاب امتیاز نداده‌اید

درباره كتاب:

نویسنده‌ها چطور می‌نویسند؟ چطور می‌شود چشمه‌های نبوغ را در سرشت خویش پیدا کرد؟ حتما رازی در کار است. برای رسیدن به قله‌هایی که نویسندگان بزرگ فتح کرده‌اند باید راز و رمز کارشان را کشف کنیم. باید بفهمیم چطور نبوغشان شکوفا شد و توانستند چنین آثاری خلق کنند.
جویس کارول اوتس نویسنده و شاعر معاصر آمریکایی در این اثر از تجربه‌هایش گفته است؛ تجربه‌هایی که به گمان وی برای علاقه‌مندان این حرفه آموزنده است و راه‌های تاریک و گنگ را برایشان روشن می‌کند. تجربه‌های شخصی و تجربه‌های آزموده شده؛ همان راهی که خودش طی کرده تا به اینجا رسیده است. مسلما راه او راه اوست و دیگران نیز ناگزیرند راه خود را پیدا کنند. اما داشتن این تجربه‌ها برای کسی که به حرفه نویسندگی علاقه دارد گنجی به‌شمار می‌رود. به خصوص که با قلم نافذ، شیرین و روان نویسنده‌ای خوش ذوق نوشته شده باشد و همان خیال‌انگیزی شعرها و داستان‌هایش را داشته باشد. (برگرفته از توضیحات پشت جلد کتاب)
فصل اول کتاب با این جملات آغاز می‌شود:
"وقتی کوچک بودم، چیزهایی که حالا به نظرم شفگت‌آور هستند، اهمیتی برایم نداشتند. اینکه از کلاس اول تا پنجم، بین سال‌های 1943 تا 1948، به همان مدرسه تک‌کلاسه‌ای در غرب نیویورک می‌رفتم که مادرم، کارولینا بوش، بیست سال قبل‌تر می‌رفت. به‌غیر از برق که در اوایل 1940 به مدرسه آورده شد، و چند پیشرفت کوچک دیگر، و به‌جز لوله‌کشی داخلی، مدرسه تغییر چندانی نکرده بود. ساختمانی با کنده‌های چوبی و فرسوده و بدون عایق، با پی سنگی ناهوار که حدود اوایل این قرن در روستای مرکزی میلراسپورت و در بیست و پنج مایلی شمال شهر بوفالو و هفت مایلی جنوب شهر لاکپورت ساخته شد. من عاشق اولین مدرسه‌ام بودم! - بارها این را گفته‌ام و حتما حقیقت دارد.
در اواخر اوت، با نزدیک شدن زمان بازگشایی مدارس، درست بعد از روز کارگر در ماه سپتامبر، راه تقریبا یک مایلی خانه به مدرسه را پیاده می‌رفتم، در حالی که ظرف غذا و جامدادی جدیدم را به همراه داشتم. روی پله سنگی مدرسه می‌نشستم. با نزدیک شدن بازگشایی مدارس، فقط آنجا می‌نشستم و غرق در رویا می‌شدم ..."

تاكنون كسی درباره این كتاب نظری ثبت نكرده است!