پنجم مردادماه 1386

نقد و بررسي كتاب شماره 19 و چند صفحه‌اي درباره "عطر سنبل، عطر كاج"


شماره اخير "نقد و بررسي كتاب تهران" (شماره 19، خرداد 1386) را كه ورق مي‌زدم آن وسط‌ها به نوشته‌اي برخوردم درباره كتاب "عطر سنبل، عطر كاج". "عطر سنبل، ..." براي جيره‌كتاب كتاب مهمي است. تعداد زيادي از مشتركين آن را خوانده‌اند و امتياز و ستاره‌هايي هم كه كسب كرده آن را در بالاهاي جدول پرستاره‌ها جا داده. كتاب در ميان ديگر خوانندگان هم احتمالا پرطرفدار است چون از زمستان 1384 تا بهار 1386 نه بار تجديد چاپ شده كه نشانه توجه خوانندگان و خريداران كتاب به آن است.

مقاله منتشر شده در "بررسي كتاب" اما نگاهي انتقادي به Funny in Farsi دارد، بيشتر از منظر فرهنگي. به همين خاطر به نظرم رسيد كه شايد خواندنش خالي از لطف نباشد.

"هرچه هست، از قامت ناساز بي‌اندام ماست!" (613 KB)،
سايه اقتصادي‌نيا، نقد و بررسي كتاب تهران، شماره 19، خرداد 1386، صفحه 138-142

"بررسي كتاب" شماره 19 اما به نكته ديگري هم اشاره داشت. يكي، دو هفته پيش بود كه چيزهايي درباره "سرگذشت هكلبري‌فين" برايتان نوشتم و اينكه نسخه‌اي از كتاب را كه به ترجمه هوشنگ پيرنظر چاپ شده خوانده‌ام. "بررسي كتاب" را كه ورق مي‌زدم رسيدم به صفحه‌اي حاوي يك كادر تسليت كه خبر از فوت پيرنظر در كاليفرنيا مي‌داد. روحش شاد

"خدا آخر و عاقبت همه ما را بخير كند!"


نمي‌دانم چرا اينجا اين "بريده" را مطرح مي‌كنم، چون ارتباط چنداني با كتاب و كتابخواني ندارد و بنابراين علي‌القاعده جايش اينجا نيست. اما خب با آسمان و ريسمان مي‌شود موضوع را به كتاب ربط داد (ناسلامتي هم مخملباف و هم حاتمي‌كيا، هر دو فيلمنامه‌هايشان چاپ شده و تا حدودي نويسنده محسوب مي‌شوند!)
آن شب كه "ابراهيم حاتمي‌كيا" در مصاحبه زنده با "شب شيشه‌اي" و در بخش آخر كه اسم‌هايي خوانده مي‌شد و مصاحبه‌شونده بايد درباره هر اسم هر چيزي كه به ذهنش مي‌آمد بگويد، به اسم "محسن مخملباف" رسيد و در جواب گفت: "خدا آخر عاقبت ما را بخير كند!" پيش خودم فكر كردم كه "عجب جواب پرايهامي" و چون حاتمي‌كيا و كارهايش و هرچيزي را كه به او ربط دارد دوست دارم، از اين جواب هم خوشم آمد.

اما يكي دو روز پيش كه شماره جديد "مجله فيلم" را ورق مي‌زدم، با ديدن مطلب آقاي جلالي‌فخر به اين فكر افتادم كه ماجرا به اين سادگي‌ها هم نيست. آن "خوش آمدن" اوليه عكس‌العمل يك "طرفدار پر و پا قرص" بوده (كه هنوز هم پر و پا قرص است!)، اما نگاه كردن و فكر كردن و اظهارنظر كردن درباره محسن مخملباف به قول آقاي جلالي‌فخر كاري بسيار "منشورگونه" و چندوجهي است. هميشه هم همينطور بوده. بنابراين شايد علمي (و شايد هم عادلانه) نيست كه از عبارتي پرايهام در اين باره به وجد بياييم و "كيف كنيم" (بگذريم كه اصولا "شب شيشه‌اي" برنامه‌اي با ظرفيتي بيش از اين نيست و يكجورهايي مصاحبه‌شونده در اينجور برنامه‌ها چندان مجال بروز دادن عكس‌العمل به گونه ديگري ندارد!)

بعيد مي‌دانم مخملباف يا حاتمي‌كيا هيچيك در آينده دور يا نزديك به دنبال تعريف "عاقبت به خيري" و جدل بر سر عاقبت اصلح باشند. بنابراين اين موضوع قرار نيست به شاخه‌اي پرسر و صدا و پر دنباله در ادبيات مطبوعاتي ما بدل شود. اما به هر حال خواندن نوشته آقاي جلالي‌فخر براي آنها كه اولين‌بار با ديدن "عروسي خوبان" (و نه "توبه نصوح") پيش خودشان گفتند "اين ديگه كيه!" قطعه‌اي لازم از آرشيو مطالب است!

          كمي نوبت عاشقي اندر باب طعنه حاتمي‌كيا به مخملباف
"جنسيت و فلسفه و مورچه و خانه و خانواده و غيره" (683 KB)،
مصطفي جلالي‌فخر، مجله فيلم، شماره 365، مرداد 1386، صفحه 116

اين يكي اما احتمالا ادامه خواهد داشت!"


اگر ديگر اميد چنداني به كش آمدن ماجراي "متلك شيشه‌اي" به مخملباف نمي‌رود، اما به جايش حرف و حديث درباره كتاب "جامعه‌شناسي به زبان ساده" احتمالا حالا حالاها ادامه خواهد داشت!
كتاب را وقتي اولين‌بار در كتابفروشي ديدم با خودم كلي شير يا خط انداختم كه "بخرم؟ يا نخرم؟" بالاخره هم نخريدم تا ببينم چه پيش خواهد آمد. اما چندي بعد يكروز در صفحه كتاب روزنامه شرق شرح مبسوطي درباره كتاب و اينكه خصوصياتش چيست و درباره چي صحبت مي‌كند خواندم. هنوز دوباره جائي به آن برنخورده‌ام، اما مي‌دانم كه اينبار دست مي‌كنم و آن را برمي‌دارم!

صادق زيباكلام اصولا "حرف و حديث‌ساز" است. چه زماني كه "ما چگونه ما شديم" را منتشر كرد و چه حال كه به جامعه‌شناسي پرداخته. براي همين هم هست كه تصور نمي‌كنم "داستان‌هاي" مربوط به اين كتاب همين جا خاتمه پيدا كند. در هر صورت شرح روزنامه شرق بر كتاب آنقدر كنجكاوي‌برانگيز هست كه خوانندگان علاقمند به كتاب‌هاي "به زبان ساده" را ترغيب به خواندن اين نوشته جديد آقاي زيباكلام كند.

باز هم درباره بدبختي و ادبار!!!


براي خريد "آكواريم‌هاي پيونگ يانگ" هم خيلي با خودم كلنجار رفتم و بالاخره چاپ مطالبي در معرفي اين كتاب در مجله "شهروند امروز" بود كه تير خلاص اين تصميم‌گيري سخت شد! فرداي روزي كه مقاله را ديدم رفتم و كتاب را خريدم و كتابفروش محل را كه فكر مي‌كرد يك نسخه‌اي كه از كتاب خريده تا آخر عمر روي دستش باد كرده و فروش نخواهد رفت كلي خوشحال كردم.

"شهروند امروز" مجله خوبي است. پرمطلب و خواندني است. شماره‌هاي اوليه البته بسيار پرغلط بود اما كم كم بهتر شده و حالا هم كه انتشار "هم‌ميهن" مجددا متوقف شده، دارد با فاصله زماني كمتري منتشر مي‌شود. بدا به حال جيب ما خريداران!

"پيروزي بر سكوت" (1373 KB)،
فرزانه سالمي، مجله شهروند امروز، شماره 7، 24 تيرماه 1386، صفحه 56-58

و بالاخره ...


اوائل دهه 1370 شمسي، قبل از ظهور و همه‌گير شدن اينترنت به شكل فعلي، عضو سيستمي بودم به اسم "ندا-يك". "ندا-يك" انجمن كتابي داشت و يكي از فعاليت‌هاي اين انجمن در آن زمان اين بود كه هر ماه كتابي انتخاب مي‌شد و از اعضا تقاضا مي‌شد تا كتاب را تهيه و مطالعه كنند و بعد از طريق پست الكترونيكي سيستم "ندا-يك" نظرشان را درباره كتاب به اطلاع ديگر اعضاي اين انجمن برسانند.

كتاب "هيچكاك و آغاباجي" يكي از كتابهايي بود كه در آن دوران انتخاب شد و ما اعضاي انجمن دوستداران كتاب خوانديمش. براي همين بود كه يكي دو روز پيش خواندن مطلب محمدعلي سپانلو در صفحه كتاب روزنامه شرق درباره اين كتاب باعث شد تا دوباره ياد آن دوران بيافتم و نوستالژيك بشوم!

مطلب آقاي سپانلو بسيار خوب نوشته شده و احتمالا خوانندگان بسياري را ترغيب مي‌كند تا "هيچكاك و آغاباجي" را تهيه و مطالعه كنند. گير كار اما اينجاست كه كتاب چاپ سال 1373 است و بعيد مي‌دانم كسي بتواند آن را در بازار كتاب پيدا بكند! حال چطور شده كه آقاي سپانلو ياد اين كتاب افتاده و تصميم گرفته بعد از اين همه سال در بزرگداشت آن چند خطي بنويسد جزو اسرار است. شايد چاپ جديد كتاب در راه است!

(براي آراستن اين بخش به تصوير روي جلد كتاب كلي در قفسه‌هاي كتابخانه به دنبال "هيچكاك و آغاباجي" گشتم، اما پيدايش نكردم. شاهدان عيني معتقدند كه آخرين بار كتاب را دست "آقا زينل" ديده‌اند!!!)

"بريده جرايد درباره كتاب" گهگاه تنظيم و تدوين مي‌شود، زودتر اگر نشريات مطالب دندان‌گيري درباره كتاب بنويسند و ديرتر اگر ننويسند! به هر حال تنظيم هر مجموعه جديد از اين "بريده جرايد" از طريق پست الكترونيك به اطلاع كليه مشتركين خبرنامه جيره‌كتاب مي‌رسد. اگر مايليد تا از مطالب جديد اين بخش مطلع شويد مشترك خبرنامه جيره‌كتاب بشويد.

مطالبي كه تاكنون در اين بخش تنظيم و ارائه شده‌اند:
     - ششم مهر 87
     - بيست و سوم شهريور 86
     - پنجم مرداد 86



جيره كتاب چيست؟    چگونه مي‌توان عضو شد؟    لطفا نظر بدهيد!    مبلغ ما، شما هستيد
خرده‌ريز‌هاي مفيد    اگر كارمان داشتيد