بخش اعظم كتابهاي اين ماه در "فهرستي براي تاريخ" حضورتان معرفي شد.
راستش به جز كتابهايي كه آنجا برايتان آوردم، چيز دندانگيري كه بشود باهاش يك فهرست به راه انداخت به دستم نيامد. براي همين فكر كردم كتابخانهي خودم را زير و رو كنم و از آنجا تعدادي كتاب انتخاب كنم. كتابهاي كتابخانه الان مدتهاست كه به "قبل از جيرهكتاب" و "بعد از جيرهكتاب" دستهبندي شده. آنهايي كه از مسير جيرهكتاب آمدهاند و داخل قفسه رفتهاند و آنها كه از خيلي قبلتر همانجا بودهاند!
چهار كتاب اول، خريدهاي "قبل از جيرهكتاب" هستند و دو كتاب بعدي خريدهاي همين ماه. آن دو كتاب آخر حكايت ديگري دارند كه سر جاي خودش برايتان تعريف ميكنم.
داستاني از دوراني كه در همه جا طلايي بوده
در بستر زماني دهههاي 1950 و 1960 ميلادي، كه مصادف است با دهههاي 1330 و 1340 هجري شمسي، هميشه داستانهايي نوستالژيك و رويايي نوشته و تصوير شده. انگار در آن زمان فرقي نميكرده در پاريس باشي يا لندن. در بيروت باشي يا قاهره يا تهران. زندگي در همه جا رنگ و بويي لذتبخشتر از حالا، اوايل قرن بيست و يكم ميلادي، داشته است. حالا در هرجاي دنيا كه هستي، باش!
فرق خاورميانه آن زمان با مثلا اروپا اما اين بوده كه مثل خاورميانهي هر زمان، اگر در بيروت يا قاهره يا تهران زندگي ميكردي علاوه بر "رنگ و بوي" آن دوران، تلاطمهاي هميشگي اين منطقه هم همواره جريان داشته است. كودتا، جنگ، زير و رو شدن حكومتها. و خب، اينهم درام داستانهاي اين حوزه جغرافيايي را افزايش ميدهد!
كتاب داستان دختري است كه در زمان سلطنت ملك فاروق در مصر به دنيا ميآيد، كودتاي ناصر زندگياش را تغيير ميدهد، ازدواج ميكند و به لبنان ميرود و ...
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
" "لولا، صاف بشين!" لولا پشتش را صاف كرد و خميدگي شانهها را، كه واكنشي در برابر رشد سريع دوران بلوغ بود، راست كرد و خود را در آيينه ميز توالت مادرش نگاه كرد. آيا خوشگل بود؟ به نظر خودش، بينياش زياده از حد بزرگ و صورتش زياده از حد تپل و بازوهايش زيادي لاغر بودن، و حتي چشمان كشيده عسلي رنگ و لبهاي برجستهاش براي تسكين دادنش كافي نبود. به نظر خودش، بيشك دختر زشت خانواده بود و شباهت زيادي به پدرش، شارل فالكونري، داشت. با اين همه، پدرش خوشقيافه و بلندقد بود و در قاهره گفته ميشد كه موفقيتهاي بسياري در ميان خانمها داشته است. آنچه در اين زمستان 1952 مورد توجه بود دختراني عروسكي و توپر بودند. امشب مجلس رقصي در خانهي تگار بر پا بود و مسلما تعداد زيادي بدل مارتين كارول و بريژيت باردو در آنجا خودنمايي ميكردند ..."
و يادگاري از دوراني نه چندان رويايي
هرقدر كه دهههاي 1950 و 1960 ممكن است براي خيليها رويايي و نوستالژيك باشد، دهه 1980 ميلادي - 1360 هجري شمسي احتمالا براي كساني كه دوران نوجواني و جوانيشان را در آن زمان در تهران گذراندهاند چندان دورهي خاطرهبرانگيزي نبوده است. دورهاي كه وقتي عكس مايكل جكسون روي جلد يك مجلهي "علمي" چاپ ميشد، نسخههايش به چشمبرهمزدني در روزنامهفروشيها به فروش ميرفت. دورهاي كه پوشيدن شلوار جين و گوش دادن به نوار كريس دي برگ و ... هزار چيز ريز و درشت ديگر جزو منكرات بود. همراه داشتن نوار ويدئوي بتاماكس هم.
شكايتي نيست. بالاخره هركسي در دوره و زمانهاي به دنيا ميآيد ديگر!
تاريخ چاپ فيلمنامهي "پاريس، تگزاس"ي كه در كتابخانه دارم مربوط به سال 1369 است. سالهاي طلايي مجلهي فيلم. در آن وانفساي "هزار چيز ريز و درشت"، مجله فيلم در آن سالها شهرفرنگي بود كه ماهي يكبار از سركوچه رد ميشد و اگر پول داشتي ميتوانستي آن را بخري و به خانه بياوري و ساعتها از دريچهاش به نور و رويا و خيال نگاه كني.
و "پاريس، تگزاس" را همين "فيلمي"ها بودند كه براي ما بچههاي منع شده از "هزار چيز ريز و درشت" خاطره كردند.
پاريس تگزاس (فيلمنامه، نقد، زندگينامه)
نوشته: سام شپارد (Sam Shepard)
ترجمه: هوشنگ گلمكاني
ناشر: نشر ني
سال نشر: 1387 (چاپ سوم)
قيمت: 2800 تومان
تعداد صفحات: 135 صفحه
شابك: 964-312-278-6
در پشت جلد كتاب ميخوانيم:
"پاريس تگزاس نوشتهي سام شپارد فيلمي به شيوه آثار سينماي كلاسيك نيست، اما هم فيلم و هم فيلمنامه، عصاره سينماي كلاسيك است. پاريس تگزاس اثري از فيلمساز شاعر نابغهاي است كه عاشق سينما و مسلط بر آن است. سينماگري كه جدا از استعدادها و خلاقيتهاي ذاتي، خوب تغذيه شده و آموخته است تا هرچه خلاقتر شود. پاريس تگزاس فيلمي بيابهام، سرشار از ايهام است. از آن گونه فيلمهايي كه براي تشريح زيباييهايش بايد مدام به تماشايش نشست."
مصائب خمير كردن كتاب
كتاب داستان مردي است كه در زيرزميني در چكسلواكي كمونيست سي و پنج سال است مشغول خمير كردن كاغذهاي باطله و كتابهاي "مسالهدار" است.
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"سي و پنج سال است كه در كار كاغذ باطله هستم و اين "قصه عاشقانه" من است. سي و پنج سال است كه دارم كتاب و كاغذ باطله خمير ميكنم و خود را چنان با كلمات عجين كردهام كه ديگر به هيئت دانشنامههايي درآمدهام كه طي اين سالها سه تني از آنها را خمير كردهام. سبويي هستم پر از آب زندگاني و مردگاني، كه كافي است كمي به يك سو خم شوم تا از من سيل افكار زيبا جاري شود. آموزشم چنان ناخودآگاه صورت گرفته كه نميدانم كدام فكري از خودم است و كدام از كتابهايم ناشي شده. اما فقط به اين صورت است كه توانستهام هماهنگيام را با خودم و جهان اطرافم در اين سي و پنج سال گذشته حفظ كنم ..."
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"اسحاق مكازلين، "عمو اسو"، كه حالا سنش متجاوز از هفتاد و نزديك به هشتاد بود و بيش از اين را ديگر قبول نداشت، بيوه مردي بود و عموي نيمي از مردم ولايت بود و پدر هيچكس نبود.
و اين چيزي نبود كه خودش در آن دستي داشته باشد يا اينكه آن را ديده باشد. كار، كار نوه عمهاش مكازلين ادموندز بود. اين نوه عمه با اينكه نسب به خانواده مادري ميبرد ميراثخوار، و در زمان خودش ميراثگزار، چيزي شده بود كه بعضيها در آنوقت و بعضي هم همين حالا خيال ميكردند متعلق به اسحاق است، چون به نام او بود كه حق مالكيت زمين را پس از گرفتن جواز امتياز از سرخپوستها ثبت كرده بودند و هنوز كه هنوز بود عدهاي از بازماندگان بردههاي پدرش اين نام را بر خود داشتند ..."
دو كتاب آخر
الان مدتي است مشغول بازبيني مجدد فهرست "كتابهايي كه بايد پيش از مرگ خواند" هستم. كار چشم درآري است! اما به نظرم به نتيجهاش ميارزد. دستاندركاران فهرست در سال جاري ميلادي نسخهي جديدي از فهرست تدوين و منتشر كردهاند كه نسبت به نسخه قبلي بسيار تغيير كرده. در نسخه قبلي هم متوجه شدم كه با وجود كمك و همفكري بسياري از دوستان هنوز كلي جاافتادگي داشتم كه مشغول تكميل آن هستم.
خلاصه اينكه كلنجار رفتن شبانهروزي با فهرست باعث ميشود كه اينجا و آنجا كتابهايي را "كشف كنم" كه تا به حال از انتشارشان خبر نداشتهام. دو كتاب آخر اين فهرست خريدهاي اين ماه هستند كه نام و نشانشان را از لابلاي فهرست كتابهايي كه قبل از مرگ خواند پيدا كردهام (البته كتاب قبلي، برخيز اي موسي، هم جزو كتابهاي فهرست هست).
در انتظار تاريكي، در انتظار روشنايي
نوشته: ايوان كليما (Ivan Klíma)
ترجمه: فروغ پورياوري
ناشر: آگه
سال نشر: 1388 (چاپ اول)
قيمت: 4700 تومان
تعداد صفحات: 306 صفحه
شابك: 978-964-329-177-8
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"مردم شروع به جمع شدن در پايين دست ميدان كرده بودند. بيشترشان جوان بودند. پاول بعضيهاشان را از تظاهرات قبلي به ياد ميآورد. در مورد صورتها حافظه خوبي داشت و حتي فكر كرد بعضي از تماشاچياني كه در پيادهرو ول ميگشتند را شناخته است. آنها هم مثل او جزو چهرههاي ثابت اين نوع رويدادها بودند. احتمالا آنها هم در حال انجام وظيفه بودند، اما وظيفه متفاوتي داشتند. در همان نزديكي، جلوي يك ويترين پر از كفش، مردي با دوربين فيلمبرداري كوچكي ايستاده بود. با اين كه اكثر همكارانش را ميشناخت، او را به جا نياورد. شايد توريست كنجكاو، فيلمبردار غيرحرفهاي، و يا كسي بود كه از تظاهرات براي بايگاني پليس امنيتي فيلمبرداري ميكرد ..."
داستاني اسطورهاي/تخيلي. احتمالا علاقمندان به مجموعه "ارباب حلقهها" بايد از اين كتاب هم خوششان بيايد.
فصل اول كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"كلهي رك گرم شده بود. به نوشيدني سرخ رنگي كه سايههاي خون رنگ در آن جام كريستال سنگي ايجاد ميكرد چشم دوهته بود و فكر ميكرد، آن قدر خراب نيستم كه مهم باشد، اما آن قدر خراب هستم كه چيزي مهم نباشد. آتشي هيزمي در بخاري ديواري پشتش را گرم ميكرد، دودش چشم او را ميسوزاند، بوي تند و زنندهي آن با بوي بدن نشسته، ته ماندهي غذاها و لباسهاي كهنه و نمناك قاطي ميشد. شعلهي فانوسي آهسته در باد يخ زده و سردي كه از ميان سرماي بيرون به داخل اتاق ميوزيد، پيچ و تاب ميخورد. تازهواردي در چوبي را محكم بست و زير لب از مردمي كه در آن مهمانخانهي شلوغ بودند، عذرخواهي كرد. با بسته شدن در پيچ و تاب شعله هم پايان گرفت ..."
"
عروسك سخنگو - شماره 224 - تير 1389 ماهنامه هنري، ادبي، فرهنگي
سردبير، صاحب امتياز و مدير مسئول: زري نعيمي
دوره انتشار: ماهانه
قيمت: 2000 تومان
تعداد صفحات: 98 صفحه
بعضي از مطالبي كه در اين شماره ميخوانيم:
- "ف" مثل فرهنگ، "قاف" مثل "قانون"، "كاف" مثل "كنترل (نكتههايي پيرامون فرهنگسازي و فرهنگسوزي به قلم سردبير)
- رنگينپوست (شعر منتخب سازمان ملل در سال 2008، سرودهي يك كودك آفريقايي)
- پاهاي تو (شعري از پابلو نرودا)
- درباره "عقربهاي كشتي بمبك" و "كتابچهي بدجنسيهاي گرگ كوچولو"
همشهري داستان - شماره 47 (ويژهنامه داستان خردنامه همشهري)
سردبير: نفيسه مرشدزاده
قيمت: 1000 تومان
تعداد صفحات: 192 صفحه
بعضي از مطالبي كه در اين شماره ميخوانيم:
- سقف بالاي سرت را نگهدار (دوريس لسينگ)
- به خاطر يك بطري شربت صورتي (استفن كينگ)
- همه تابستان در يك روز (ري براد بري)
- مرغابيهاي باغوحش سينما مولنروژ (مصطفي مستور)
- كلاغ (داوود غفارزادگان)
- فلاور مريم (فيروزه گلسرخي)
- واقعيت در داستان (آليس مونرو)
اگر در مورد هريك از كتابهاي بالا اطلاعات بيشتري ميخواهيد:
به سايت www.ketab.ir سر بزنيد. كافيست روي كد شابك هريك از كتابها اشاره كنيد. يادتان باشد كه ketab.ir چند صفحه اول كتابهاي چاپ جديد را كه معمولا شامل فهرست كتاب و مقدمه آن است به صورت PDF عرضه ميكند.