|
جديخواني آذر و دي 88: مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران
مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران
نوشته: حسين عظيمي (آراني)
ناشر: نشر ني
سال نشر: 1387 (چاپ هشتم)
قيمت: 6000 تومان
تعداد صفحات: 405
شابك: 964-312-041-4
اگر اين كتاب را ميخواهيد ...
|
آخرهاي دهه شصت هجري شمسي، تلويزيون هنوز دو تا كانال نصفه و نيمه بيشتر نداشت. بنابراين هنگام نگاه كردن برنامهها آنچنان حق انتخابي در اختيار ما "بينندگان محترم" نبود (الان هست؟!) براي همين بود كه وقتي يك روز، ساعت پنج و شش عصر فكر ميكنم، تلويزيون را روشن كردم و ديدم مطابق معمول آقايي دارد رو به جمعيتي حرف ميزند، عكسالعمل معمولام بايد اين ميبود كه تلويزيون را خاموش كنم و به سر درس و مشقام بروم.
اما خب، تلويزيون را خاموش نكردم و نشستم به گوش كردن (احتمالا حوصله درس و مشق را نداشتم!) ديدم عجب حرفهاي حسابي ميزند طرف و با زباني كه من هم كه هيچ چيز از اقتصاد سرم نميشد، متوجه ميشدم. همينطور محو تماشا بودم كه والده در يكي از رفت و آمدهايش به آشپزخانه چشماش به سخنران بر روي صفحه تلويزيون ميافتد و ميگويد: "اينكه دكتر عظيمي است!" معلوم ميشود خطيب، از همكاران سازمان برنامه است و اينجوري ارادتام به او دو چندان ميشود.
آن برنامه چند هفته ديگر هم ادامه پيدا ميكند و من موفق ميشوم همه قسمتهاي بعدي را هم ببينم. از آن به بعد هم هر وقت كه در روزنامه يا مجلهاي به نوشتهاي از دكتر عظيمي برميخورم سعي ميكنم حتما "قيچياش" كنم و سرفرصت بخوانماش. تا اينكه در سال 1371 "مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران" منتشر ميشود. يكجوري مجموعه همه آن حرفها و سخنرانيها و نوشتههاي پراكنده.
جديخواني چيست؟
فعاليت اصلي جيرهكتاب از ابتدا بر پايه انتخاب و ارسال كتابهاي رمان و داستان براي مشتركين خود شكل گرفته.
با اين انتخاب اما بخش زيادي از كتابهايي كه در بازار كتاب ايران منتشر ميشوند از دايره انتخاب خارج ميشوند.
"جديخواني" راهحلي است كه براي رفع اين كمبود، و ايجاد امكان آشنايي مشتركين جيرهكتاب با انواع ديگر كتابهاي موجود در بازار انديشيدهايم.
كتابهايي كه براي "جديخواني" انتخاب ميشوند موضوعاتي مختلف دارند. و ما آنها را جدي محسوب ميكنيم چون اغلب كتابهايي هستند كه بايد آنها را با حضور ذهن خواند، شايد چندين بار خواند، فهميد و دربارهشان فكر كرد.
بنابراين فرض كردهايم كه خواندن اين كتابها به زمان بيشتري نياز دارد. پس هر دو ماه يكبار به معرفي يك كتاب در اين زمينه اقدام خواهيم كرد.
"جديخواني" يكي از فعاليتهاي جانبي جيرهكتاب است بنابراين مشترك جيرهكتاب در صورت علاقه بايد در هر نوبت درخواست "سفارش كتاب" جديخواني را ارسال نمايد.
|
سر ميز شام خاله تعريف ميكند كه صبح رفته ميوهفروشي محل و آنجا حسنآقا سبزيفروش ازش پرسيده: "خانم دكتر ميشه به من بگيد اين رايانه چيه؟" خاله خانم جواب داده كه منظور همان كامپيوتر است. اما حسنآقا گفته: "نه منظورم اين رايانهاي است كه ميگن دولت ميخواد نقدي به مردم بده!" خاله تعريف ميكند كه بدون اينكه به لبخندام اجازه ظهور بدهم چند دقيقهاي وايستادم و براي حسنآقا به سادهترين زباني كه ميتوانستم ماجرا را تعريف كردم. حسنآقا وقتي خاله توضيحاتاش را تمام ميكند توي سرش ميزند و ميگويد: "اينجوري كه همهمون بدبخت ميشويم!"
راستش را بخواهيد امسال، سال اقتصاد است. شايد بايد بگوييم الان سالهاست كه سال اقتصاد است. ولي خب امسال با ماجراهاي انتخابات و هياهوهاي قبل و بعد از آن، جدولها، آمارها، نمودارها، شعارها و ... حالا هم ماجراي "هدفمند كردن رايانهها" (!!!) در ميان سالهايي كه پشت سر گذاشتهايم چيز ديگري بوده. و من از ابتداي سال تا حالا چندين بار دورخيز كردهام تا "مدارهاي توسعهنيافتگي ..." را توي بوق كنم، اما هي نشده تا امروز!
شايد پيش خودتان بگوييد "تو هم وقت گير آوردي، كي توي اين روز و روزگار حوصله اقتصاد خواندن و جدول و نمودار نگاه كردن دارد". راستش ماجراي حسنآقاي سبزيفروش دوباره اين روياي قديمي را به خاطرم آورد كه هميشه دوست داشتهام براي اهالي عامي اين مرز و بوم يكجور آموزش عمومي اقتصاد به راه بياندازم. و راننده تاكسي و بقال و بنا و مكانيك و ... همه را بنشانم و برايشان تعريف كنم كه مملكت و دنيا و كائنات چه جوري ميچرخد و چطور تصور معوج و غيرواقعي ما از "اوضاع" باعث شده تا كيفيت زندگيمان پيوسته در اين سالها پايين بيايد. حيف كه "مدارهاي توسعهنيافتگي ..." به زباني مناسب براي اين "عموم" نوشته نشده.
به هر حال فكر ميكنم هركداممان، براي آنكه تصميم خودمان را بگيريم كه "وضع چقدر خراب است!" يا "خراب نيست!" ابتدا بايد تصوري از "وضع" و "خراب" و ... ديگر اصطلاحات اين علم عزيز در كشورمان به دست آوريم.
به اين انتخاب جيره البته ممكن است اين انتقاد وارد باشد كه كتابي اقتصادي كه در سالهاي آخر دهه شصت هجري شمسي، يعني سالهاي پاياني جنگ و آغاز دوران سازندگي، نوشته شده قديمي است و اطلاعاتاش بيات شده، جدول و نمودارهايش باستاني است و ... اين ايراد تا حدودي وارد است. ماجرا اما اينجاست كه وقتي ادبيات اقتصاد توسعه كشورمان را مطالعه ميكنيد ميبينيد كه همواره در طول ساليان گير و گرفتاريها يك چيز بوده و اندازه و ابعاد متغيرها ممكن است تفاوت كرده باشد اما طبيعت پديدهها همان بوده كه سي يا پنجاه يا هشتاد سال پيش بوده.
مثلا اين چند خط از خاطرات عبدالمجيد مجيدي را بخوانيد تا ببينيد كه وضعيت حالايمان عينا مانند وضعيت سالهاي 1351 الي 1356 بوده است:
... به عنوان مثال به شما بگويم، همين مسئله تورم قيمتها، بحثي كه ما داشتيم كه خيلي ايجاد ناراحتي هم كرد، خيلي هم عصبانيت ايجاد كرد، اين بود كه من به عنوان مسوول سازمان برنامه ميگفتم كه آقا اگر شما ميخواهيد قيمتها بالا نرود بايد جلوي تورم را بگيريد. بايست دولت كمتر خرج كند. توجه ميكنيد؟ ... آن جايي است كه دولت ديگر پول ميريزد توي بازار و در نتيجه قيمتها بالا ميرود. اگر شما واقعا نگران بالا رفتن قيمتها هستيد، دولت نبايد اين قدر پول بريزد توي بازار. در نتيجه با آمار هم نشان ميدادم كه حجم مصرف عمومي، مصرف دولتي، چه قدر سريع رشد كرده و در نتيجه توليد و عرضه كردن كالاها و خدمات چه قدر محدوديت داشته و در نتيجه چرا اين قدر قيمتها بالا رفته و تورم ايجاد شده. اين بحث را متاسفانه كسي گوش نميداد و به دعوا و به بغض و به ناراحتي كشيده ميشد. براي اين كه لازمهاش اين بود كه از بعضي طرحهاي عمراني يك خرده جلوگيري ميشد. يا اين كه بعضي از برنامههايي كه دستگاههاي دولتي داشتند بايست يك مقدار تعديل ميشد. چون نميخواستند بكنند، در نتيجه ميرفتند دنبال راهحل ديگر. ميگفتند "نخير. اين كه باز دارد تئوري اقتصادي
براي ما ميگويد. ميشود رفت كسي كه گرانفروشي ميكند را گرفت انداخت توي زندان. يا مامورين كنترل قيمت بگذاريم كه اينها اينقدر گران نفروشند به مردم." ...
(خاطرات عبدالمجيد مجيدي، وزير مشاور و رئيس سازمان برنامه و بودجه، انتشارات گامنو، صفحه 163)
يا مثلا نگاهي به متن مشروح مذاكرات دادگاه غلامرضا نيكپي، شهردار تهران در ابتداي دهه پنجاه شمسي، بياندازيد تا ببينيد كه در طول اين سالها تقريبا همه شهرداران ريز و درشت شهرمان را ميشد به همين اتهامها به دادگاه كشاند!
خلاصه اينكه درست است كه اعداد و ارقام از زمان نوشته شدن كتاب تغيير كرده اما اصل "مدارهاي توسعهنيافتگي" همچنان به همان صورتي كه دكتر عظيمي تصوير كرده بر جاي خود باقي هستند و هنوز پهلواني موفق به شكستن آنها نشده!
اطلاعات "تاريخي شده" كتاب، از منظري جالب هم هست. مثلا دكتر عظيمي جايي در مقدمه مفصل 84 صفحهاي كتاب ميآورد كه:
... به عنوان مثال برآوردهاي اوليه نگارنده نشان ميدهد كه تامين نيازهاي اصلي آموزشي جمعيت كشور در سال 1390 مستلزم وجود و بكارگيري حدود 3/5 ميليون نفر معلم و استاد خواهد بود. در حالي كه كل موجودي استادان و معلمان كشور در سال پايه برنامه اول (1367) فقط در حدود 700 هزار نفر بوده است.
(مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران، نشر ني، صفحه 17)
و خب، حالا كه تنها دو سال مانده تا به 1390 برسيم، خواندن اين پيشبينيها، يادآوري ايجاد و گسترش ساختارهايي همچون دانشگاه آزاد اسلامي و دانشگاه پيام نور و بررسي مشكلات فعلي كشور در اين زمينه ميتواند به نوعي بررسي كارنامهي بيست و چند سالهي دولتمردان مختلف اين مرز و بوم را هم رقم بزند.
خلاصه اينكه معتقدم خواندن "مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران" هنوز هم كه هنوز است پس از گذشت 18 سال از چاپ اول آن ميتواند تصوير روشني از اينكه "ما چگونه ما شديم" به دست دهد. و فكر ميكنم اين روزها بيشتر از پيش به اين تصوير نياز داريم.
آخرين بار والده زندهياد دكتر عظيمي را اواسط دهه هفتاد در راهروهاي سازمان برنامه ديده بود. بعد از احوالپرسي گفته بود كه "ميخواهم بازنشسته بشوم" و وقتي مادر پرسيده بود كه "شما ديگر چرا آقاي دكتر؟" گفته بود "ديگر خسته شدهام!"
اين انگار سرنوشت همه "سازمانبرنامهايها" در همه اين سالها بوده و هست. حتي حالا كه ديگر نامي از "سازمان" بر سر زبانها نيست. اينكه بالاخره همهشان از جنگ فرساينده با سياستمداراني كه همواره پول براي خرج كردن طلب ميكنند، و گوششان هم به حرف حساب بدهكار نيست، خسته ميشوند و "بازنشسته ميشوند." و آن حرف حساب ميماند براي تازهنفس ديگري كه از راه برسد و دوباره به همه يادآوري كند كه: "منابعمان نامحدود نيست، لطفا عاقلانه خرج كنيد!"
و بالاخره اينكه عنوان بخشها و فصلهاي كتاب به شرح زير است:
الف- تصوير كلان اقتصادي-اجتماعي كشور
- مسائل اساسي در بازسازي و توسعه اقتصادي ايران
- مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران
- مسائل و مشكلات ساختاري اقتصاد ايران
- نيازهاي اساسي جمعيت كشور از زبان آمار و ارقام
- توسعه، فرهنگ و آموزش
ب- توزيع درآمد، فقر و محروميت
- برآوردي از حجم فقر و محروميت در كشور
- غذاي طبيعت و فقر مردم
ج- بودجه و سياستگذاري اقتصادي
- بودجه و توسعه اقتصادي در ايران
- تحليلي از تحول بودجه عمومي كشور طي سالهاي 64-1350
- تحليلي از پديده تورم
- ظرفيت مالياتي در بخش خدمات غيردولتي
- امكانات افزايش درآمد مالياتي در سال 1364 و ساخت و تركيب درآمدهاي مالياتي كشور
د- بخش كشاورزي
- ظرفيت توليد و عوامل اصلي آن در بخش كشاورزي
- توسعه اقتصادي و سياست اقتصادي كشاورزي
- توزيع زمين و درآمد كشاورزي در آستانه اصلاحات ارزي
ه- بخش صنعت
- توسعه صنعتي و فرهنگ خاص آن در ايران
- نقش دولت در حمايت از صنايع كشور
و- بخش نفت
- دورنماي بازار نفت و آينده اقتصاد ايران
كتابهاي انتخاب شده براي ديگر دورههاي جديخواني به روايت زير است:
- جديخواني خرداد و تير 89: روشنفكران و دولت در ايران
- جديخواني آذر و دي 88: مدارهاي توسعهنيافتگي در اقتصاد ايران
- جديخواني مرداد و شهريور 88: شهريار
- جديخواني خرداد و تير 88: از زخم قلب ...
- جديخواني بهمن و اسفند 87: حسابداري به زبان آدميزاد
- جديخواني تير و مرداد 87: اقتصاد براي همه
- جديخواني ارديبهشت و خرداد 87: شهروندي سبز، دموكراسي سبز، عدالت سبز
- جديخواني اسفند 86 و فروردين 87: آيندهي آزادي
- جديخواني دي و بهمن 86: جهان هولوگرافيك
- جديخواني آبان و آذر 86: ايران آينده از نگاه سه انديشمند ايران امروز
- جديخواني شهريور و مهر 86: از زبان داريوش
- جديخواني تير و مرداد 86: هنر سير و سفر
- جديخواني ارديبهشت و خرداد 86: اتمهاي سكوت، شگفتيهاي تكامل كيهان
- جديخواني اسفند 85 و فروردين 86: در اين دوره كتابي در اين بخش انتخاب نشد!
- جديخواني دي و بهمن 85: آشنايي با موسيقي كلاسيك
- جديخواني آبان و آذر 85: پرسشهاي زندگي
- جديخواني شهريور و مهر 85: زندگي و مرگ پهلوانان در شاهنامه
|