در مراسم امضاي كتابهاي مرادي كرماني كه شرح آن رفت، همان اول آقاي نويسنده ازم پرسيد: "چرا بقيه كتابهايم را در فهرستات نگذاشتي؟" راستش خيلي جواب دقيقي نداشتم كه بدهم. اينكه چرا فقط همان شش عنوان را انتخاب كردهام. به هر حال، حالا كه اسم آقاي نويسنده را دارم در بخش "كارنامه اهل قلم" اضافه ميكنم، تعداد ديگري از كتابهاي جا مانده قبلي را هم به فهرست اضافه ميكنم تا روزي روزگاري متهم به "دستكاري" فهرست استاد نشويم!
در فهرست حاضر همچنان نام و نشان چهار كتاب، "چكمه"، "تنور و داستانهاي ديگر"، "لبخند انار" و "مشت بر پوست"، غايب است. اينبار علت اين بوده كه اين دو كتاب را در كتابخانه نداشتم. قول پيشاهنگي ميدهم تا به محض ابتياع آن دو عنوان باقيمانده فهرست را تكميل كنم:
قصههاي مجيد
نويسنده: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1387 (چاپ بيستم)
قيمت: 8000 تومان (با جلد سخت)
تعداد صفحات: 684 صفحه
شابك: 964-5643-88-0
داستان "عاشق كتاب" با اين جملات آغاز ميشود:
"مش اسدالله صفحهاي از كتابي پاره كرد. با صفحه پاره شده پاكت قيفي درست كرد. تويش تنباكو ريخت. گذاشت توي ترازو. وزنش كرد. درش را بست و داد دست من. قند و چاي و زردچوبه هم گرفته بودم. مش اسدالله چرتكه انداخت، حساب كرد و پولش را گرفت. راه افتادم. به خانه كه رسيدم، مادربزرگ چيزهايي را كه از مشاسدالله، بقال سركوچه، گرفته بودم از من گرفت و پاكتها را خالي كرد و كاغذهايشان را، كه صفحه كنده شده كتاب بود، داد به من و گفت كه بريزم توي سطل آشغال ..."
خمره
نويسنده: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1387 (چاپ چهارم)
قيمت: 1700 تومان
تعداد صفحات: 152 صفحه
شابك: 964-7603-45-2
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"خمره شير نداشت. ليواني حلبي را سوراخ كرده بودند و نخ بلند و محكمي بسته بودند به آن. بچهها ليوان را پايين ميفرستادند، پر آب كه ميشد، بالا ميكشيدند و ميخوردند. مثل چاه و سطل. بچههايي كه قدشان بلندتر بود، براي بچههاي كوچولو و قد كوتاه ليوان را آب ميكردند. زنگهاي تفريح دور خمره غوغايي بود. بچهها از سر و كول هم بالا ميرفتند. جيغ و ويغ و داد و قال ميكردند و ميخنديدند و ليوان را از دست هم ميقاپيدند. آب ميريخت روي سر و صورت و رخت و لباسشان. گريه كوچولوها در ميآمد، و سر شكايتها باز ميشد ..."
شما كه غريبه نيستيد
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1387 (چاپ يازدهم)
قيمت: 4500 تومان (با جلد سخت)
تعداد صفحات: 319 صفحه
شابك: 964-7603-47-9
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"نميدانم، يادم نيست چند سال دارم. صبح عيد است. بچههاي مدرسه آمدهاند به عيدديدني پيش عمو. عمو قاسم، معلم است. جوان خوشلباس و خوش قد و بالايي است. كت و شلوار ميپوشد. توي روستا چند نفري هستند كه كت و شلوار ميپوشند. "كت و شلوار فرنگي". كت و شلواري كه رنگ كت با شلوار يكي است و شلوار را با كمربند ميبندند. ليفهاي نيست. عمو، معلم مدرسهي روستاست. من هنوز به مدرسه نميروم ..."
مرباي شيرين
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1387 (چاپ چهاردهم)
قيمت: 1200 تومان
تعداد صفحات: 92 صفحه
شابك: 964-5643-32-5
كتاب با اين جملات آغاز ميشود:
"زبانش را درآورده بود، يك وري كجش كرده بود. دندانهايش را فشار ميداد روي زبان. هي زور ميزد. هي زور ميزد. سرخ شده بود. چه جور! وا نميشد. هرچه زور ميزد باز نميشد. عجب! "بالاخره وازت ميكنم". زانو زد كف آشپزخانه. شيشه را گذاشت بين دو تا پاش. با دست چپش شيشه را قايم چسبيد. انگشتهاي دست راستش را گذاشت دور شيشه، هرچه زور داشت آورد تو بازوهاش، در شيشه را پيچاند، نه نشد!"
مهمان مامان
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: نشر ني
سال نشر: 1387 (چاپ هشتم)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 96 صفحه
شابك: 964-312-244-1
داستان با اين جملات شروع ميشود:
"بهاره قرصها و كپسولها و شيشههاي شربت را از پشت آينه شمعدان برداشت، ريخت تو كيسه پلاستيكي. گوش تيز كرد. صدايي شنيد. صداي ماشين بود. تو كوچه پيچيد، ايستاد.
- امير، آمدند. بدو برو در را باز كن.
صداي مادر از تو اتاق پشتي آمد:
- نه، نه، نرو. صبركن.
امير گفت:
- حالا چه كار كنم؟ بروم يا نه؟
روي شيشه در اتاق روزنامه خيس كشيد. مادر دستپاچه بود و حرص ميخورد. از اتاق پشتي بيرون آمد. پارچهاي توري دستش بود:
- صبركن، خودشان در ميزنند. خدا كند زود نيايند. از باباتان كه هنوز خبري نيست. كي بوده تلفن زدم به كارخانهشان كه هر كاري دارد زمين بگذارد و بيايد. اين مرد چه قدر ..."
پلو خورش (مجموعه داستان)
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1387 (چاپ پنجم)
قيمت: 2000 تومان
تعداد صفحات: 160 صفحه
شابك: 978-964-7603-48-5
داستان "لالايي" با اين جملات شروع ميشود:
"هوا برفي است. هر روز برف ميآيد، برف، برف، و سرما و يخبندان. زمستان سوئد، تاريك و سرد و طولاني است.
مادر از شهركي در حاشيهي استكهلم با دو بچه راه افتاده است. مهران و مهري كنار مادر نشستهاند. مهران كوچكتر است، نق ميزند و به زبان سوئدي ميگويد: "خوابم ميآيد. ميخواهم بخوابم."
مادر حرص ميخورد:
- به ايراني بگو، به فارسي بگو
مهران هفت ساله است، فكر ميكند، چين به پيشاني مياندازد. واژههاي سوئدي را از ذهنش پس ميزند. واژههاي فارسي را از ته حافظه و مغزش بيرون ميكشد. ميگويد:
- خواب ميخواهم.
مادر لبخند ميزند:
- خواب ميخواهم، غلط است. درست نيست. بگو: خوابم ميآيد."
نخل
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1387 (چاپ هشتم)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 131 صفحه
شابك: 964-5643-78-3
ناشر در يادداشت ابتداي كتاب چنين آورده:
"قصه نخل، مانند چشمهاي است كه از دل باورهاي پاك و يادبودهاي مذهبي، اقسانهها، مراسم و سنتهاي برخي از آباديهاي حاشيه كوير لوت ميجوشد، از درهها و جويبارهاي پرفراز و نشيب سالهاي دور ميگذرد، و در بستر زندگي روزمره مردم آن نواحي جريان مييابد. زندگياي كه سرشار از ايمان، تلاش، مقاومت، فقر و مبارزه در برابر طبيعت است. طبيعتي كه گاه زيبا، دست و دلباز، و گاه خشمگين، خسيس و بيرحم است.
ساختمان قصه (كه آميزهاي است شاعرانه از افسانههاي كهن و داستانهاي امروزي) بر دوش قهرمانهايي است كه گاه انسانند، مانند درويش خداجوي، و طبيعتدوست و بيابانگرد، و پسركي يتيم كه درويش با كاشتن هسته خرمايي در روستايي سردسير دريچهاي از اميد، محبت، آگاهي، كار و شكيبايي در برابر او ميگشايد، و ... گاه درختاند، مانند نخل كه "نمادي" از بركت، ايمان و سرسبزي است و در جاي جاي قصههاي ديني از آن به عنوان درختي پرثمر، مفيد و مقاوم ياد شده است ... و "سرو" پير كه هويتي عرفاني و زيبا در ادبيات پربار فارسي ما دارد.
و ... سرانجام، قهرمان "آبادي" است كه همچنان زير ضربههاي طبيعت مقاومت ميكند و زنده و سرسبز در پس كوهها و در حاشيه كوير خشك پايدار ميماند و نفس ميكشد و خاطرهها را در سينه خود نگه ميدارد.
مثل ماه شب چهارده
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1388 (چاپ ششم)
قيمت: 1200 تومان
تعداد صفحات: 71 صفحه
شابك: 964-7603-05-3
داستان با اين جملات شروع ميشود:
"- ساده است. خيلي ساده. اول بايد از پيرها شروع كنيد. چون پيرها كاريكاتور جوانيشان هستند. پيرزنها و پيرمردها هي دماغشان بزرگ و بزرگتر ميشود. ميافتد پايين. روي لب بالا. نوكش تيز ميشود. خم ميشود. عين نوك عقاب، يا نوك جغد. معمولا چند تار موي كلفت سياه و سفيد از پوست چروكيدهي سر دماغ ميزند بيرون. موها سيخ ميايستند. اگر در جواني خال يا خالهايي كوچك و ناپيدا روي دماغ يا دور و بر آن داشته، وقتي پير شد خالهاي بزرگتر ميشوند. بيشتر به چشم ميآيند. همينجور فكها ميافتند پايين، چانه جمع ميشود. چالهچولهها و چين و چروكها شيارها عميقتر ميشوند. چشمها به گودي ميروند، استخوانهاي پيشاني، خصوصا بالاي ابروها، از زير پوست بيرون ميزنند. از اين چيزها غافل نباشيد ..."
بچههاي قاليبافخانه
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1388 (چاپ نهم)
قيمت: 1400 تومان
تعداد صفحات: 128 صفحه
شابك: 964-5643-77-5
نويسنده در مقدمهوارهاي در ابتداي كتاب مينويسد:
"يك ساعت و ده دقيقه از نيمهشب گذشته. بعد از هجده سال دارم "بچههاي قاليبافخانه" را ميخوانم. براي تجديد چاپ، براي غلطگيري و نگاهي دوباره. ديدم عجب چيزي نوشتهام! عجب نه اينكه "خوب و عالي" نه، اين يكي ميان نوشتههاي من چيز عجيب و غريبي است. گاهي لبخند ميزنم و بيشتر از شدت درد و تلخي دلم درد ميگيرد و هي اشكهايم را پاك ميكنم تا صفحه كاغذ را ببينم.
هر وقت مادربزرگم را اذيت ميكردم، يا درس نميخواندم، برايم خط و نشان ميكشيد كه: "ميكنمت تو كت كارخونه، تا همون جا بپوسي". اين "كت كارخونه" اسم "كارگاه قاليبافي" بود. برايم كابوس شده بود، آن سالها.
وقتي دست و بالم تو نوشتن باز شد، به كلهام افتاد كه داستان و داستانهايي از همشهريها و همدهيهاي قاليباف بنويسم و مثلا چيزي باشد مثل "اداي دين" به اين آدمها، خصوصا بچهها. مثلا "اثر ماندني" از زندگي و كار و بار و انسانيت آنها، و اينكه نويسندهاي از كرمان باشي و از قالي و قاليبافي چيزي نداشته باشي عيب است ..."
كبوتر توي كوزه (نمايشنامه) و گفت و گوي مفصل و خواندني با نويسنده
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1386 (چاپ پنجم)
قيمت: 1500 تومان
تعداد صفحات: 96 صفحه
شابك: 978-964-312-284-3
ناشر در ابتداي بخش گفت و گو در كتاب چنين آورده:
"... آوردن گفت و گوي شيرين، خواندني و آموزنده با نويسنده اين كتاب در پايان نمايشنامه "كبوتر توي كوزه" خالي از لطف نيست.
اين گفت و گو (كه به همت هوشنگ گلمكاني و احمد طالبينژاد در ماهنامه فيلم شماره 194 - 14 مهرماه 1375 - به چاپ رسيده) در زمان انتشارش بين خوانندگان، خصوصا جوانها و دانشجويان اهل هنر، بسيار گل كرد و كتابخانه حسينيه ارشاد آن را به صورت گويا (ضبط روي نوار كاست) و خط بريل براي استفاده نابينايان كشور درآورد. اكنون با تجديدنظر كامل و اضافهها و كتابشناسي نويسنده، جهت مطالعه و بهرهگيري خوانندگان ارائه ميگردد."
نه تر و نه خشك و گفت و گوي مفصل و خواندني با نويسنده
نوشته: هوشنگ مرادي كرماني
ناشر: معين
سال نشر: 1387 (چاپ پنجم)
قيمت: 1200 تومان
تعداد صفحات: 107 صفحه
شابك: 964-7603-20-7
داستان با اين جملات آغاز ميشود:
"روزي بود. روزگاري بود. عاشقي بود پر و بالش خاكستري بود. رنگ كوههاي خشك و تشنه. رنگ سنگهاي حاشيهي رودخانهاي كه داشت خشك ميشد. رنگ درختهاي زمستاني بيبرگ كه توي سرما ميلرزيدند.
از روي بام پريد. از كنار دودكشها رد شد. زني كنار رودخانه داشت صورت بچهاش را ميشست. آب يخ بود. بچه گريه ميكرد. جيغ ميكشيد. پرندهي "نه تر و نه خشك" صداي بچه را شنيد و بال زد و رفت. دل پرنده گرفته بود. بال ميزد، بيحوصله و سرگردان. به پيرزني كه ديگي بزرگ بر سر داشت رسيد. پيرزن از كوچهي تنگ و باريك رد ميشد. پرنده پايين آمد و توي ديگ را نگاه كرد. ديگ خالي بود. دختر كه پشت پيرزن ميآمد، پشتهاي هيزم داشت ...